بررسی نقش ژئومورفولوژی در ارزیابی توان محیطی توسعه شهری با استفاده از روش امتیازدهی منطق ترجیح مبتنی بر GIS (مطالعه موردی: کلانشهر کرج)
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری، ژئومورفولوژی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه خوارزمی.
2 دانشیار، ژئومورفولوژی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه خوارزمی.
3 استادیار، برنامهریزی شهری، دانشکده جغرافیا، دانشگاه خوارزمی.
4 استادیار، ژئومورفولوژی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه خوارزمی.
doi
10.22034/gmpj.2022.361915.1379چکیده
با اجرای هر طرح آمایشی اولین تغییرات در لندفرمهای سطح زمین ایجاد خواهد شد و چنانچه مطالعهی علمی انجام نشده باشد، پیامد مخاطرهآمیزی برای محیط طبیعی و انسانی منطقه در پی خواهد داشت. بنابراین با توجه به اینکه دانش ژئومورفولوژی به مطالعهی اشکال و فرآیندهای سطح زمین میپردازد لازم است برای ارزیابی توان محیطی توسعه شهری، لندفرمهای زمین، ویژگیها و فرآیندهای موثر بر لندفرمها مورد توجه قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی توان محیطی در توسعه شهری کلانشهر کرج از دیدگاه ژئومورفولوژی و با استفاده از روش امتیازگذاری منطق ترجیح است. معیارهای ژئومورفولوژی، زمینشناسی، خاک، هیدرولوژی، پوششگیاهی به عنوان پتانسیل توان محیطی و معیارهای پتاسیل سیلاب و زلزلهخیزی به عنوان پتانسیل مخاطرات محیطی در نظر گرفته شدند. با تهیه پرسشنامه و استفاده از تکنیک دلفی، نظر خبرگان در مورد این معیارها بدست آمد و با اجرای مدل LSP، نقشه توان محیطی توسعه شهری کلانشهر کرج آماده گردید. براساس نقشه ارزیابی توان محیطی توسعه شهری مشخص شد که 16.13 درصد از محدوده مورد مطالعه دارای توان خیلیکم، 23.36 درصد دارای توان کم، 24.5 درصد دارای توان متوسط، 18.51درصد دارای توان زیاد، 17.47درصد دارای توان خیلیزیاد برای توسعه شهری است. با توجه به نقشه نهایی میتوان نتیجه گرفت که مساعدترین مناطق توان محیطی توسعه شهری در بخش جنوبشرقی بر روی لندفرم مخروطافکنه و نواحی مرکزی بر روی دشتسر میباشد. از طرفی دیگر اطراف رودخانه در لندفرم مخروطافکنه، مناطق کوهستانی با شیب زیاد و خاک کمعمق در شرق تا شمال و غرب منطقه محدودیت بیشتری را از نظر توان محیطی شهری اعمال میکند.