تحلیل زبانی-کاربردشناختی یک نامه دیوانی بر مبناء آراء جورج یول (مطالعه موردی: نامه حشم تگین آباد)

نویسندگان

1 گروه ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران

2 استادیار ادبیّات تطبیقی دانشگاه حکیم سبزواری

doi
10.29252/kavosh.2022.17087.3118
چکیده

زبان به­ عنوان ابزاری کارآمد در تبادل پیوسته اندیشه، عاطفه و تجربه، شاخصه برجستة آدمی است؛ اهمّیّت بنیادین زبان در ایجاد فرآیند ارتباطی، باعث گردیده تا اجزای این پیکره نظام ­مند، از جهات گوناگون مورد پژوهش و مداقّة صاحب­ نظران عرصه زبان­شناسی قرار گیرد و لزوم تأمّل و تحقیق در کاربردشناسی زبان(Pragmatics)، گونه­ ای مهم از پژوهش ­های زبانی به ­شمار ­آید. کاربردشناسی، بررسی مفاهیم بافتی و کاوش در معانی نامرئی ­ای است که گوینده/نویسنده قصد انتقال آن را دارد. در این میان، «نامه­های دیوانی» به دلیل برخورداری از نقشی ویژه، وظیفه­ ای خاص و گاه فوق­ العاده حسّاس، چنین تحلیلی را به خوبی برمی ­تابند؛ نامه­ هایی که به­ دلیل ویژگی­ های وجودی: اوضاع متمایز سیاسی، منازعات قدرت، تقابل طبقات اجتماعی و ... از یک­سو و از دیگرسو، مخاطبانی خاص، آثاری برجسته و قابل تأمّل محسوب می­شوند. جستار پیش­رو با مبنا قراردادن نظریه­ های کاربردشناختیِ جورج یول (George Yule)، به بررسی یکی از برجسته ­ترین نامه ­های دیوانی، «نامه اعیان دولت غزنوی به سلطان مسعود» در کتاب تاریخ بیهقی می­ پردازد و پیام­ های ضمنی و کنش­ های گفتاری این نامه شگفتِ دیوانی را مورد بررسی و تحلیل قرار می ­دهد؛ نامه ­ای که نویسندگان آن با هوشمندیی سزاوار ستایش، در مسیر القای درون‌مایة متن، گزاره­ ها را به­ گونه­ ای درخور توجّه، هوشمندانه و دقیق به­ کار می­ گیرند. پی­بردن به پیام­ های آشکار و پنهان این نامه، از آن­رو برخوردار از اهمّیّتی اساسی است که این راهبرد، نه ­تنها نمایانگر ساختار قدرت و مناسبات اجتماعی و انسانی که بازتاب­ دهنده کوشش پنهان نویسندگان این نامه در تغییر وضعیت موجود سیاسی است. پژوهش حاضر می­ تواند به­ مثابه دریچه ­ای روشن برای درک برخوردی ویژه با گونه ­ای خاص از متون ادبی، «نامه ­های دیوانی» به­ کار آید.