تحلیل گذرایی از گفتمان فردوسی با رویکرد نقشگرایی: شواهدی از گفتار رستم در مواجهه با دو سپاه ایران و توران
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزشی زبان و ادبیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 استادیار گروه آموزشی زبان و ادبیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
3 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد آموزش زبان فارسی، دانشگاه فرهنگیان کرمان.
doi
10.29252/kavosh.2022.16859.3087چکیده
پژوهش پیشرو به مطالعۀ نظام گذرایی در گفتمان فردوسی در مواجهۀ رستم با دو سپاه ایران و توران از منظر نقشگرایی نظاممند هالیدی و متسین (Halliday and Matthiessen, 2014) میپردازد تا نوع فرآیندها، مشارکان و عناصر پیرامونی و فراونی آن ها و نیز سبک گفتمان فوق را تعیین کند. در این راستا، تحلیلِ 195 بند از شاهنامۀ فردوسی نشان داد که نوع فرآیندها، مشارکان، عناصر پیرامونی و نیز فراوانی آن ها در گفتمان فردوسی متفاوت از یکدیگر هستند، حال آن که نوع و فراوانی آن ها در گفتار رستم خطاب به سپاه ایران تفاوتی با نوع و فراوانی آن ها در گفتار وی در خطاب به سپاه توران ندارد. در این گفتمان، از هر سه فرآیند اصلی و پیرامونی استفاده شده است. فرآیند رابطهای بیشترین و فرآیند رفتاری کمترین فراوانی را دارند. بازنمایی فرآیندهای مادی و ذهنی توسط فرآیند رابطهای، توجیهگر فراوانی غالب این فرآیند در مقایسه با سایر فرآیندهاست. فرآیند ذهنی ادراکی در مقایسه با فرآیندهای ذهنیِ شناختی، تمنایی و عاطفی فراوانی بیشتری دارد. نزدیکی ماهیت رفتاری و مشخصهای فرآیند رفتاری با فرآیندهای ذهنی، مادی و کلامی توجیهگر کمرخدادبودن این فرآیند در گفتمان فردوسی و بازنمایی آن ازطریق این فرآیندهاست. سپاه ایران بیشتر با فرآیند نقلی خنثی و سپاه توران با فرآیند تأکیدی خطاب شده است. رخداد بیشتر عناصر پیرامونی موقعیت و حالت و مشارکان مُدرک، مسند، مسندالیه، شناسه، شناخته، عامل و گوینده، از دیگر مشخصههای این گفتمان محسوب میشوند. ارائه شواهد قابل درک، مشارکان و عناصر پیرامونی، بهکاربردن اسامی خاص و فراوانی غالب فرآیندها بهصورت زمان گذشته همراه با شناسه اول شخص تأییدی بر سبک روایتی-توصیفی گفتمان حماسی فردوسی است.