تحلیل انتقادی گفتمان لالایی ها براساس نظریه فرکلاف با نگاه جنسیتی (مورد مطالعه: لالایی‌های یزد)

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تربیت مدرّس

2 دانش آموختة کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تربیت مدرّس

doi
10.29252/kavosh.2022.14577.2836
چکیده

شناخت ایدئولوژی‌ها و جهان‌بینی‌های مؤلف، هدف تحلیل انتقادی گفتمان متون است که از تحلیل و بررسی سازمان‌های کلامی بالاتر از جمله، حاصل می‌شود. تحلیل انتقادی گفتمان رویکردهای مختلفی دارد که یکی از معروف‌ترین و کاربردی‌ترین آنها، رویکرد فرکلاف است. در این پژوهش، لالایی‌های مورد مطالعه را بر اساس رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف، بررسی کرده­ایم. در سطح توصیف لالایی‌ها، ساختارهای گفتمان‌مدار و کاربردهای زبانی دارای بار ایدئولوژیک مورد مطالعه قرارگرفتند. در سطح تفسیر، به تحلیل بینامتنی و بافت موقعیت اعم از موقعیت‌های مذهبی، جغرافیایی و تاریخی و اجتماعی و فرهنگی پرداختیم. در این پژوهش، سطح تبیین لالایی‌ها دربرگیرندة تحلیل روابط قدرت و دو جنس و توزیع نابرابر آن و تأثیر هژمونی ایدئولوژیک در تفکّر زنان با نگاه انتقادی است. برآیند پژوهش نشان می‌دهد که تفکّر غالب جامعه، تفکّری زن‌ستیزانه است و بنابراین، زنان نیز نسبت به جنس مؤنث تفکّری مردانه دارند و هویتی سوای هویت مرد برای خود قائل نیستند. البته، سطح آگاهی زنان و فعالیت‌های اجتماعی آنان در عصر جدید، باعث‌شده تا در گفتمان لالایی‌های جدید، از زبان مادران جوان‌تر امروزی، دیگر شاهد چنین ایدئولوژیی نباشیم و زنان به حقوق، توانایی‌ها و منزلت اجتماعی خود بیشتر از پیش واقف هستند.