بازنمایی طنزآمیز گونه های عشق در شعر ابوالفضل زرویی نصرآباد
نویسندگان
1 زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
doi
10.29252/kavosh.2021.15830.2988چکیده
شیوۀ بیان و تفسیر عشق، مانند دیگر احساسات و هیجان ها، متأثر از عوامل فرهنگی است و با تغییر و تحوّل در فرهنگ، نگرش به عشق و شیوۀ بروز آن نیز تغییر می کند. در ایران، در پی آشنایی با مدرنیته (=تجدّد) و شکلگیری هنجارها و ارزش های جدید، نگرش ها دربارۀ عشق، دستخوش تغییر و این امر، موجب شکل گیری نگرش های متفاوتی دربارۀ آن شد. برای شناخت این تغییرات و الگوها، مطالعه و بررسی شعر و بویژه، شعر طنز، نقش بسزایی دارد. بر این اساس، در این پژوهش، کوشش می شود موضوع عشق، در اشعار شاعر طنزپرداز معاصر، زرویی نصرآباد (1348-1397)، با روش اسنادی و بر مبنای رویکرد تاریخی جامعه شناسانی چون گیدنز (Giddens) و باومن (Bauman) بررسی و به این پرسش ها پاسخ داده شود که در شعر این شاعر، چه گونه هایی از عشق بازنمایی شده و شاعر چه نگرشی به آن ها داشته است. نتایج پژوهش نشان می دهد از نظر زرویی، سه گونۀ عشق سنّتی، مدرن و تقطیری، در جامعۀ ایرانی وجود داشته است. این شاعر طنزپرداز، ضمن نگاه مثبت به عشق سنّتی، به برخی از نقایص آن مانند دلبستگی بیمارگونه داشتن به معشوق و داشتن پایان تلخ اشاره کرده است. زرویی، برای توصیف عشق مدرن، از استعارۀ مفهومی «عشق مدرن، به مثابۀ کالاست» استفاده کرده است که این امر، نشان از تأثیر مؤلّفۀ مصرف گرایی، بر نگرش به عشق در جامعۀ ایرانی و بازتاب آن در شعر این شاعر دارد. عرضۀ عشق در مدل های رنگارنگ، قابل عرضه و انتقال بودن آن، نداشتن تعهّد در رابطۀ عاشقانه و تنوّع طلبی در عشق، از مهم ترین ویژگی های عشق مدرن در شعر زرویی هستند. از نظر وی، عشق تقطیری، یعنی تلفیق ویژگی های مثبت عشق سنّتی و مدرن نیز از آنجا که دوام بیشتری نسبت به عشق مدرن دارد، می تواند مبنای ازدواج قرار گیرد.