بازتاب معراج مسیح در غزلیات صائب تبریزی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم

doi
10.29252/kavosh.2021.15187.2928
چکیده

سیمای مسیح در غزلیات صائب، جلوه ویژه ­ای دارد؛ به گونه ­ای که می­ توان با انسجام ابیات او در این زمینه، تصویر نسبتاً جامعی از زندگی این پیامبر آسمانی ارائه کرد و آزاداندیشی دینی صائب و شعر فارسی را به مخاطب نشان داد. از آنجا که بررسی تمام جوانب این موضوع فراتر از گنجایی یک مقاله است؛ کوشیده­ ایم تا با محوریت معراج مسیح که بیش از دیگر بخش­ های زندگی آن حضرت، مورد توجّه صائب قرار گرفته ­است؛ فلسفه توجّه به این موضوع و تأثیر آن بر جنبه ­های محتوایی شعر او، موضوعی است که در پژوهش ­های ادبی کم­تر مورد توجّه قرار گرفته است. بررسی تحلیلی - توصیفی این موضوع در شعر صائب نشان می­­ دهد که او در طرح موضوع معراج مسیح، به تلفیق مطالب قرآن، انجیل، کتب قصص و سنّت­های ادبی پرداخته و در قالب سه زوج عیسی و فلک چهارم، عیسی و خورشید و عیسی و سوزن؛ از تمام جزئیات این واقعه برای بیان اندیشه­ های اخلاقی، عرفانی، اجتماعی، دینی، تعلیمی و غنایی خود بهره گرفته ­است و این تلمیح، دست­مایه مضمون­ سازی و خیال ­پردازی قرارگرفته و در جذب مخاطبان شعر او تأثیرگذار شده است. نگاه صائب به معراج مسیح به دور از هرگونه تعصبی، تلفیقی آزاداندیشانه از اسلام و مسیحیت را در بر می­ گیرد و بدون تردید، معرّفی این نگاه می­ تواند در تقریب مذاهب و توجّه افزون­تر اذهان جهانیان به شعر و ادب فارسی تأثیر بسیار داشته باشد.