بررسی انتساب چند اثر به عبید زاکانی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.29252/kavosh.2021.14716.2851چکیده
عبید زاکانی (وفات: 772 هـ . ق) در ژانرهای گوناگونی طبعآزمایی کرده است. از این منظر، کلّیّات او یکی از غنیترین مجموعهها در تاریخ فرهنگ ایران است و به دلیل همین تنوّع، آثار بسیاری را در انواع ادبی گوناگون به وی منسوب کردهاند. روشن است که این آثار بر پژوهش در زندگی، اندیشه و آثار عبید و به تبع آن بر پیدایش و دگردیسی برخی از ژانرها در تاریخ ادب فارسی در سدۀ هشتم تأثیرگذار بودهاند. از این رو، یکی از مهمترین کارها در تصحیح کلّیّات عبید و پژوهش درباب آرای وی تفکیک آثار اصیل از آثاری است که به اشتباه به او منسوب شدهاند.هرچند موضوع آثار منسوب به عبید زاکانی از گذشته، محل توجّه محققان بوده است، اما هنوز نکات مبهم درین باره فراوان است. در این پژوهش، از خیل آثاری که به عبید منسوب است، پنج اثر را برگزیدهایم: «مکتوب قلندران» و «تعریفات ملا دوپیازه» که هر دو در اکثر چاپهای کلّیّات عبید آمدهاند. فالنامهها که برای نخستین بار در آخرین تصحیح کلیّات عبید منتشر شدند و «شرح الچغمینی» و «مقامات» که برخی آنها را از عبید دانستهاند. این آثار از انواع گوناگون و با شهرتی متفاوت هستند و هریک ویژگیهای خاص خود را دارند و آگاهیها و منابع دربارۀ هر کدام متفاوتند. ما با توجه به این تفاوتها و با بهره از پژوهشهای پیشینیان و برخی منابع دیگر میکوشیم انتساب این آثار به عبید زاکانی را براساس دستنویسها، قرائن سبکشناسی و زمینۀ تاریخی، بررسی کنیم که در نهایت، با بررسیها، انتساب فالنامهها را به عبید درست و انتساب «مکتوب قلندران»، «تعریفات ملا دوپیازه»، «شرح الچغمینی» و «مقامات» به او را نادرست میدانیم.