رویکرد مستملی بخاری در بهرهگیری از داستان "حضرت موسی" برای بیان مباحث عرفانی شرحالتعرف
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهرکرد
2 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهرکرد
doi
10.29252/kavosh.2021.15633.2968چکیده
قرآن کریم در میان منابع مورد استفاده اهلِ معرفت برای تألیف کتب عرفانی، منبعی بنیادین و اساسی به شمارمی آید. نویسندگان آثار صوفیه به تناسب موضوع مورد بحث خود و به منظور روشن ترکردن برخی مسائل برای مخاطب، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از واژه ها، اصطلاح ها و آیات قرآنی و یا قصّه های این منبع گرانقدر بهره می جویند. اسماعیل مستملیِ بخاری (وفات: 434 هـ . ق) نیز، در شرح خود بر کتاب «التَّعَرُّفُ لِمذهبِ اهلِ التَّصَوُّف»، با بهره گیری از داستان حضرت موسی و آیات قرآنی مرتبط با آن، به شرح و تبیین و تأویل مباحث عرفانی و دینی و بعضاً کلامی پرداخته است. مسأله مطرح شده در این پژوهش پی بردن به رویکرد مستملی در بهره گیری از سرگذشت حضرت موسی برای بیان مباحث کتاب شرحالتّعرّف است و یافته های به دست آمده نیز از رویکرد دو وجهی مستملی به این داستان حکایت دارد. در رویکرد نخست، حضرت موسی بویژه در واقعه تجلّی خداوند بر کوه طور، نماد سالکی است که به فنای صفات رسیده است و بسیاری از مقام های سیر و سلوک را در قالب سالکی که در مقام سکر و فنا و وجد و غلبه و تفرید و تفرقه بوده پشت سرگذاشته است. این رویکرد گره خوردگی داستان حضرت موسی را به عنوان نمونه ای در تبیین مباحث عرفانی مطرح می کند. و در رویکرد دوّم، داستان حضرت موسی نمونه و شاهدی برای تبیین مسائل مربوط به شریعت می شود. در این رویکرد، مستملی حضرت موسی را پیامبری معرفی می کند که در مباحثی مانند معجزه، امّت، کلام با خداوند، قرب و... در مرتبه پایین تری از پیامبرخاتم قرار دارد.