آشفتگی مبحث تمثیل در کتاب های آموزشی بلاغت دانشگاهی و بررسی علل و عوامل آن
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی گروه ادبیات فارسی
doi
10.29252/kavosh.2020.13634.2736چکیده
تمثیل یکی از نخستین و مهمترین صنایع ادبی است که در بلاغت و نقد قدیم و جدید به آن توجّه شده است. در کتاب های بلاغی قدیم باید آن را ذیل مبحث تشبیه مرکّب و استعاره تمثیلیه جستجوکرد؛ درحالی که در کتب بلاغی و نقد نوین ذیل تخیّل و تصویر از آن سخن رفته است. نگاهی به مبحث تمثیل در کتاب های آموزشی بلاغت دانشگاهی که چند نسل از دانش آموختگان ادبیّات در کشور ما بلاغت را از طریق آن ها آموخته اند، نشان می دهد که این مبحث در این کتاب ها مملوّ از تشتّت و آشفتگی و تناقض گویی است. در این گفتار، برای بررسی این موضوع و یافتن علل و عوامل آن، مقدّمتاً سیر تطوّر این مبحث بلاغی را در متون بلاغی سنّتی بررسی و سپس بر مبنای نتایج حاصل از آن، مطالب کتاب های بلاغت معاصر را نقد کرده ایم.نتایج به دست آمده نشان می دهد که علّت اصلی تشتّت و تناقض و نادرستی مطالب کتاب های بلاغی معاصر عدم اطلاع مؤلّفان آنها از متون کلاسیک بلاغت اسلامی و یا درک و برداشت سطحی و نادرست آن ها از این متون است. مقداری از این تشتّت و نادرستی و نابسامانی نیز ناشی از مشکلات و معضلات و اختلاف نظرهایی است که در خود متون کلاسیک وجود دارد؛ از آن جمله یکی اختلاف نظر عبدالقاهر و سکّاکی و خطیب قزوینی درباره این موضوع است که وجه شبه در تشبیه تمثیل عقلی و اعتباری است یا حسی و حقیقی. دیگر، غموض و تعقید و ابهام تعریفی است که خطیب قزوینی برای مجاز مرکّب آورده است که بخصوص بسیاری از مؤلّفان معاصر به واسطه آن، به نتایج نادرستی رسیده اند. روش تحقیق ما در این مقاله، تحلیلی - توصیفی است.