پیش‌نگری تغییرات قلمروی کشت خرمای گنطار و حلاوی در ایران در قرن بیست و یکم

نویسندگان

1 دانشیار، دانشکده علوم جغرافیایی و برنامه‌ریزی، دانشگاه اصفهان

2 استادیار پژوهشکده خرما و میوه های گرمسیری

3 دانشجوی دکتری آب و هواشناسی کشاورزی ، دانشکده علوم جغرافیایی و برنامه‌ریزی، دانشگاه اصفهان

doi
10.22067/jsw.2021.72036.1083
چکیده

یکی از مسائل مهم کنونی بشر تولید مواد غذایی بیشتر برای جمعیت رو به رشد جهان است. اقلیم هر منطقه اهمیت بسزایی در بخش کشاورزی و میزان تولیدات آن دارد. کشور ایران یکی از کشورهای خرماخیز جهان است که از نظر تولید و صادرات خرما در جهان، رتبه دوم را دارا می‌باشد. این گیاه دارای ۲۰۰ جنس و ۴۰۰۰ گونه است که هر کدام توانایی تطبیق با منطقه‌ای از مناطق خشک را دارد و می‌تواند در محل مناسب خود بیشترین تولید و بازده اقتصادی را داشته باشد. با توجه به پدیده‌ی گرمایش جهانی و چالش‌های پیش‌آمده ناشی از آن، برنامه‌ریزان در تلاش هستند با آگاهی از شرایط اقلیمی کنونی و آتی و انتخاب گیاهان پایا با عمر طولانی‌تر حداکثر بازدهی اقتصادی را از هر منطقه به دست آورند. لذا یکی از بهترین مدل‌ها جهت شناخت رویشگاه‌های بالقوه کشت، مدل حداکثر آنتروپی است. در تحقیق حاضر، مدل CCSM4 با سناریوهای RCP2.6، RCP4.5، RCP6.0 و RCP8.5 برای پیش‌نگری و استعدادیابی مناطق مختلف کشور برای دو رقم خرمای حلاوی و گنطار انتخاب و مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج نشان داد که پراکنش و سطح زیر کشت ارقام خرمای گنطار و حلاوی متفاوت است و در دوره‌های آتی سطح مطلوب کشت رقم گنطار کاهش و سطح مطلوب کشت رقم حلاوی افزایش خواهد یافت. آزمون جک‌نایف نشان داد که این مدل در پیش‌بینی قلمرو مطلوب کشت بر اساس معیار سطح زیر نمودار (4AUC) موفق بوده است (بالاتر از ۹۰/۰).