تأثیر دوران کودکی در بروز اختلال خودشیفتگی خاقانی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد فسا
2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد فسا
doi
10.17383/S1735-9589(15)94162-Xچکیده
پژوهش حاضر به بررسی خودشیفتگی در قصاید خاقانی اختصاص دارد. در تعریف خودشیفتگی آمده است که: افراد خودشیفته به نحوی بسیار غیر واقعبینانه در مورد خود و تواناییهایشان اغراق میکنند؛ به دیگران اهمّیّت نمیدهند و برایشان ارزشی قائل نیستند؛ نیازمند تحسین افراطی هستند؛ اغلب به حال دیگران غبطه میخورند و معتقدند دیگران به آنها رشک می ورزند؛ با خیال پردازیهای مربوط به موفقیّت نامحدود، قدرت، زیرکی، زیبایی اشتغال ذهنی دارند. در این مقاله اختلال شخصیّتی و ویژگیهای خودشیفتگان از نظر روانشناسانی چون هورنای، کوهات، اتوکرنبرگ و کمبل مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. سپس به واکاوی منشأ اختلال خودشیفتگی خاقانی با توجّه به رنج و اندوه دوران کودکی به واسطة بدخوییهای پدر، محیط آکنده از فقر، طبقة اجتماعی پایین والدین و ... پرداخته شده و آنگاه جهت اثبات این اختلال شخصیّتی با بررسی ویژگیهای خودشیفتگان و تحلیل آنها نمونههایی از قصائد خاقانی ذکر شده است. این ویژگی ها عبارتند از: فخر و مباهات اغراق آمیز، لاف منحصر به فرد بودن، سعی در تغییر جهان بر اساس میل و سلیقه، حسّ رقابت با دیگران، پرخاش جویی و تهاجم به دیگران و ... .