نقش‌تعدیل‌کننده توانمندی‌شناختی در رابطه استرس‌ادراک‌شده با اختلالات روان‌تنی در زنان مبتلا به دردهای مزمن

نویسندگان

1 گروه روان‌شناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

2 گروه روان شناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران. (نویسنده مسئول)

doi
10.22038/mjms.2025.64909.3812
چکیده

مقدمه: اختلالات روان‌تنی با عوامل روان شناختی و افزایش منابع استرس‌زا در دنیای امروزی، مرتبط بوده و به صورت چشم گیری در حال افزایش می‌باشند. پژوهش حاضر به منظور بررسی نقش تعدیلی توانمندی‌شناختی در رابطه استرس ادراک‌شده با اختلالات روان‌تنی در زنان مبتلا به درد مزمن انجام شد.روش‌کار: پژوهش حاضر، از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه‌آماری پژوهش شامل کلیه زنان دارای دردهای مزمن در سال 1399 در شهر اهواز بودند. نمونه آماری شامل 207 نفر از گروه مذکور بودند که به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک ورود و خروج از بین مراجعه کنندگان به چند مرکز درمانی و روانشناختی انتخاب شدند. به منظور جمع آوری دادهها از پرسشنامه جمعیت‌شناختی،"پرسشنامه تواناییهای شناختی نجاتی" (NCAQ)، "مقیاس استرس ادراک شده" (PSS) و "پرسشنامه علائم روان‌تنی در زمینه غیربالینی موهر" (MPSNCQ) استفاده شد. داده ها از طریق همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی تعدیلی تحلیل شدند.نتایج: نتایج نشانداد بین استرس ادراک شده و اختلالات روان‌تنی رابطه معناداری (01/0 p< ،784/0=r)، بین توانمندی شناختی و اختلالات روان‌تنی (01/0 p< ،587/0-=r) و استرس ادراک شده با توانمندی شناختی (001/0>p ، 448/0- =r) رابطه منفی معناداری وجود دارد. همچنین یافته‌های تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی، نقش تعدیلگر توانمندی شناختی(01/0 p<،192/0=β) در رابطه بین استرس ادراک‌شده و اختلالات روان‌تنی را تایید کردند.نتیجه گیری: پژوهش حاضربرنقش تعدیلکننده توانمندی شناختی و اهمیت آن در رابطه استرس ادراک شده با اختلالات روان‌تنی تأکید دارد. بنابراین با کاهش نقص در توانمندی شناختی افراد و دادن آموزشها و آگاهیهای لازم، می‌توان تأثیر بسزایی در بهبود علائم افراد دارای اختلالات روان‌تنی گذاشت.