تأثیر مرگ و میر درختی بر ساختار جنگلهای بلوط ایرانی در استان ایلام
نویسندگان
1 دانشیار، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس
2 استادیار پژوهش، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور
3 دانشجوی دکتری، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس
4 دانشیار، دانشکده علوم جنگل و فناوری چوب و کاغذ، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
doi
10.22092/ijfpr.2012.107462چکیده
بهمنظور تعیین چگونگی تغییر ساختار جنگلهای بلوط ایرانی بهدنبال وقوع مرگومیرهای درختی، منطقه جنگلی شلم با مساحت 670 هکتار در 10 کیلومتری جنوبشرقی شهر ایلام انتخاب گردید. هدف این پژوهش تعیین اثر مرگومیر بر ویژگیهای ساختاری توده شامل تراکم و رویهزمینی، انبوهی تاجپوشش، ترکیب گونهای، فرم پرورشی و همچنین شناخت الگوی توزیع تراکم و رویهزمینی درختان مرده در طبقههای قطری مختلف بود. در این راستا منطقه مورد مطالعه به 20 واحد همگن توپوگرافیک تقسیم شد و در واحدهای همگن در کل 60 پلات دایرهای شکل 10 آری پیاده شدند. در هر پلات قطر برابرسینه، قطر کمینه و بیشینه تاج درختان، درصد خشکی تاج، مبدأ پایهها و فرم رویشی آنها بهتفکیک گونه اندازهگیری و ثبت شد. نتایج نشان داد که بهطور متوسط 7/15 درصد از تراکم اشکوب درختی و درختچهای کاهش یافته که 65/97 درصد آن متعلق به بلوط ایرانی بوده است. کاهش رویهزمینی بهمیزان 23/14 درصد بود که 29/95 درصد آن مربوط به گونه بلوط ایرانی بود. مرگومیر درختی در بیشتر طبقههای قطری وجود داشت که بیشترین میزان آن در طبقههای قطری 10 تا 25 سانتیمتر و بیشترین نسبت مرگومیر در طبقههای قطری 5،60 و 75 سانتیمتر بود. همچنین بیشترین نسبت کاهش رویهزمینی در طبقههای قطری 25 تا 45 سانتیمتر بود. با وجود اینکه کاهش درختی در بیشتر گونههای درختی و درختچهای روی داده و درصد آمیختگی گونهها تغییر کرده، اما ترکیب گونهای تا حدودی ثابت مانده بود. کاهش انبوهی تاجپوشش جنگل بهمیزان 88/12 درصد بود. میزان کاهش درختی در فرم شاخهزاد بیشتر از دانهزاد بود، اما نرخ مرگومیر در فرم دانهزاد بیشتر بود. آنالیز DCA پراکنش پلاتها را براساس وضعیت آنها تفکیک کرد و نشان داد که میزان کاهش با متغیر قطر برابرسینه ارتباط داشته است. بهطور کلی در منطقه مورد مطالعه مرگومیر درختی موجب تغییرات زیادی در ساختار تودههای جنگلی بلوط ایرانی شده است، بهطوری که مقادیر متغیرهای مختلف تغییر کرده و از بین آنها قطر برابرسینه تغییرات بیشتری داشته و باعث تفکیک جمعیتهای درختی قبل و بعد از مرگومیر شده است. از نتایج فوق میتوان در مدیریت حمایتی و حفاظتی جنگلهای دچار خشکیدگی در زاگرس استفاده نمود.