الگوی مدیریتی در ژئوتوریسم؛ با تاکید بر مدیریت ژئومورفوسایتهای قلمرو بیابانی ایران مورد پژوهی: شهرستان طبس
نویسندگان
1 دانشیار ژئومورفولوژی، گروه جغرافیای طبیعی، دانشگاه خوارزمی تهران.
2 دانش آموخته دکتری ژئومورفولوژی، گروه جغرافیای طبیعی، دانشگاه خوارزمی.
3 دانشیار ژئومورفولوژی، گروه جغرافیای طبیعی، دانشگاه خوارزمی تهران.
doi
10.22034/gmpj.2020.122219چکیده
ژئوتوریسمشاخهای از دانش توریسم با محوریت رفتارشناسی سیستمهای سطحی زمین است که کوشش دارد، ارزشهای گردشگری و حفاظتی فرمها و فرایندهای مسلط در یک مکان راشناسایی کند. دستآورد این شاخه علاوه برپایدارسازی محیطزیست، مبتنی براحیا و بهرهبرداری از میراثفرهنگیورفاه اقتصادیجامعه بومی است. تحققپذیری این اهداف، موضوعی است که در ساماندهی اقتصادی جامعه گردشگری در چارچوب ژئومورفولوژی کاربردی نقش محوری دارد. به همین دلیل روشهای متنوعی برای شناسایی، الویتبندی و ارزیابی ژئومورفوسایتها در قلمروهای مختلف کوهستانی، ساحلی، کارستیک، بیابانی و... تدوین شده و این روند همچنان در حال تکامل است. در این مطالعه سعی بر آن است در راستای ارزیابی ژئومورفوسایتها، یک الگوی مدیریتی در ژئوتوریسم را با هدف اجراییشدن نتایج ارزیابی توانمندی ژئومورفوسایتها در قلمرو بیابانی شهرستان طبس، تدوین و تعریف شود. یافتههای این مطالعه در دو بخش اصلی قرار گرفت: در بخش اول ژئومورفوسایتهای بیابانی شهرستان طبس پس از استخراج و تعریف این مناطق، به کمک روش ارائه شده توسط بروشی و همکاران (2007) مورد ارزیابی قرارگرفتند که نتایج آن ژئومورفوسایتهای ریگشتران، رخنمونهایسنگیدرنجال و کوههای قدیمی کمارتفاع کلمرد را از بیشترین امتیاز و در اولویتهای اصلی برای تدوین الگوی مدیریتی، انتخاب نمود. در بخش دوم ضمن تدوین و تنظیم الگوی مدیریتی در 9 گام اصلی، خصوصیات ژئومورفوسایتهای برتر فوق، در چارچوب این الگو مورد بررسی و بازنگری قرار گرفتند و چالشهای مدیریت طبیعی، انسانی و امنیتی این ژئومورفوسایتها به کمک مطالعات دفتری و میدانی شناسایی شدند، تا اقدامات مورد نیاز از طریق تعامل دولت مرکزی و مدیریت محلی برای دستیابی به اهداف ژئوتوریسم را شناسایی و معرفی کند.