ارزیابی روش جمع کیفی (QS) جهت تعیین گامای بهینه در تهیه نقشه پهنهبندی خطر زمین لغزش (مطالعه موردی: جنگل توسکستان تا گرگان)
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا(ژئومورفولوژی)، دانشگاه لرستان.
2 استادیار گروه جغرافیا، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز.
3 دکتری ژئومورفولوژی، دانشگاه رازی کرمانشاه.
doi
10.22034/gmpj.2020.223877.1161چکیده
یکی از انواع فرآیندهای دامنهای که هر ساله موجب خسارات جانی و مالی فراوان در بسیاری از نقاط ایران و جهان میشود، پدیده زمینلغزش است. افزایش جمعیت و گسترش سکونتگاههای انسانی در نواحی کوهستانی، مشکل بودن پیشبینی زمان وقوع زمینلغزش و متعدد بودن عوامل مؤثر در رخداد این پدیده، ضرورت پهنهبندی خطر زمین لغزش را آشکار میسازد. تهیه نقشه پهنهبندی زمینلغزش این امکان را فراهم میسازد که مناطق آسیبپذیر شناسایی و در برنامهریزیهای محیطی مد نظر قرار بگیرد. استان گلستان در شمال ایران از جمله مناطق مستعد زمین لغزش در کشور است. بنابراین هدف از این پژوهش، پهنهبندی خطر زمینلغزش در حد فاصل جنگل توسکستان تا گرگان با شناسایی عوامل مؤثر بر رخداد زمینلغزش و عملگر فازی گاما میباشد. از ابزارهایی مانند نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی، تصاویر ماهواره ای و ... جهت پهنه بندی خطر زمین لغزش استفاده شده است. مجموعه اطلاعات ورودی جهت ارزیابی پتانسیل خطر زمین لغزش در این پژوهش شامل 8 لایهی ارتفاع، شیب، جهت دامنه، زمینشناسی، کاربری اراضی، تراکم پوشش گیاهی، فاصله از جاده و تراکم آبراهه هستند. ابتدا نقاط لغزشی منطقه با استفاده از تصاویر ماهوارهای به پهنههای لغزشی تبدیل شدند و سطح همبستگی هر یک از عوامل مؤثر و پهنههای لغزشی با استفاده از مدل نسبت فراوانی (FR) مشخص و سپس نقشههای پهنهبندی خطر زمینلغزش با استفاده از عملگر فازی گامای 7/0، 8/0 و 9/0 تهیه شد. نتایج نشان داد که پهنههای با سازندهای سست و نزدیک به راههای ارتباطی و پهنههای با بارش فراوانتر دارای پتانسیل بیشتری از نظر احتمال وقوع لغزش هستند. هم چنین شاخص مجموع کیفیت (Qs) نشان داد که گامای 7/0 با مقدار جمع کیفی 42/2، از دقت بالاتری نسبت به دو گامای دیگر در پهنهبندی خطر زمینلغزش حد فاصل جنگل توسکستان تا گرگان برخوردار است.