ارتباط بافت رسوبات و توسعه یافتگی خندقها در سطح مخروطافکنههای جنوبی البرز شرقی (گرمسار- سید آباد)
نویسندگان
1 استاد گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران.
2 استادیار گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران.
3 دانشیار گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران.
4 دانشجوی دکتری ژئومورفولوژی، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران.
doi
10.22034/gmpj.2020.157642.0چکیده
قطر ذرات رسوبات سطحی با فرایندهای غالب موثر در توسعه یافتگی و مورفولوژی سطحی لندفرمها ارتباط تنگاتنگی دارد. این پژوهش به ارتباط بافت رسوبات و توسعه یافتگی خندقهای واقع در دشتسرهای جنوبی البرز شرقی به روش تحلیل آماری و با اندازهگیری قطر ذرات در چهار سایت مطالعاتی حدفاصل گرمسار-سیدآباد پرداخته است. سایتها با توجه به تفاوتها و تشابهات مورفولوژی سطحی بر روی تصاویر و بازدیدهای میدانی انتخاب شدهاند. نمونههای برداشتشده از بخشهای ابتدایی، میانی، انتهایی و دیوارهگالیها در آزمایشگاه توزین و پس از الک، نتایج توسط نرمافزار GRADISTAT در قالب نمودارها و جداول استخراج و تحلیل شدهاند. علاوه بر این، با برداشت 800 نمونه از باکسهای 5 در 5 متری، شاخص پهنشدگی و مورفومتری آنها محاسبه شد. نتایج حاصله نشان میدهند که بافت سطحی رسوبات چندمنشایی بوده و بیانگر تفاوت فرایندهای موثر در طی زمان هستند( در سایت 1 و 2 و 4، سنگفرش قلوهسنگی با نام قلوهسنگ ماسهای است به جز سایت 3، که ماسه قلوهسنگی است. سایت یک و چهار، دو منشایی محاسبه شدند. سایت 2، سه منشایی و سایت 3، تکمنشأ.) کجشدگی زیاد، جورشدگی ضعیف و کشیدگی متفاوت بیانگر آن است که نوع و اندازه رسوب سطحی و عمقی گالیها نتوانسته در همه سایتها به طور کامل در توسعهیافتگی آنها موثر باشد. شاید در سایت 4، توسعهیافتگی گلیها را فقط به عامل قطر رسوب منطقه و در سایت 2، عدم توسعهیافتگی گالیها را بتوان به این عامل نسبت داد ولی در دو سایت دیگر یعنی سایت 1 و 3، بههیچعنوان نمیتوان توسعهیافتگی گالیها را تنها به بافت و قطر رسوب منطقه نسبت داد بنابراین با توجه به تکتونیک فعال در منطقه عوامل تغییر سطح اساس بیش از خصوصیات فیزیکی رسوبات در این مسئله تاثیرگذار بودهاند.