تقابل­های معنایی در اشعار اقبال لاهوری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 دانشگاه گیلان

doi
چکیده

                                                                                     تقابل معنایی یکی از لوازم و عناصر بنیادین در بررسی معناشناختی و ساختاری آثار ادبی است که در قالب الگویی منسجم و نظام­مند به کار گرفته می­شود. درک این نظام و طرح اصلی که شبکه­ای سازمان یافته را تشکیل می­دهد کمک شایانی به شناخت جهان ذهن و زبان شاعر می­کند. اگرچه این ساختار در زبان اقبال لاهوری از انسجام و یکپارچگی زبان شاعران ردة نخست زبان و ادبیات فارسی همچون حافظ و مولانا برخوردار نیست، امّا به سبب پیروی و تأثیرپذیری از بزرگانی چون مولوی در وزن و زبان و اندیشه، این ویژگی زبانی در شعر او پررنگ و برجسته شده است. بررسی دیدگاه پیروان مکتب ساختارگرایی و نظریة تثبیت قطب­های دوگانه روش کار قرار گرفت. بر این مبنا ریشه­های اندیشة تقابلی و نیز شبکة مضامین متقابل در کلّیّات اقبال بررسی شد و سرانجام شبکة نظام مند تقابل­های معنایی کلّیّات او به تصویر کشیده شد. در کلّیّات اقبال لاهوری چندین حوزة تقابلی وجود دارد که هر یک در ردة مفاهیم ارزشمند و بی ارزش، کفر و ایمان، خودی و بیخودی، عرفانی، عاشقانه قابل بررسی است.      drFiroozfazeli@yahoo.com