«فرایند فردیّت» در حماسۀ بهمن نامه*

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه بوعلی سینا همدان

2 دانشیار دانشگاه بوعلی سینا همدان

doi
چکیده

  در روانشناسیِ تحلیلی ِ یونگ، روان، به سه بخشِ: خودآگاه، ناخودآگاهِ فردی و ناخودآگاهِ جمعی تقسیم می‌گردد. ناخودآگاه جمعی، مربوط به یک فرد نیست بلکه بین همۀ مردم، از نژادها و فرهنگهای مختلف، مشترک است. این ناخودآگاه جمعی، مخزنی است برای کهن نمونه‌ها، که از ادوار کهن، نسل به نسل به ما رسیده است. یکی از این کهن نمونه‌ها که جایگاهی بس ویژه، در مکتب روانشناسی تحلیلیِ یونگ دارد، «فردیّت» یا «تفرّد» است. رشد و بالشِ این کهن نمونه در فرد، باعث می‌گردد که شخص به تمامیّت و یکپارچگی روانی دست یابد و به نوعی خود شناسی نائل آید؛ و این «خودشناسی» و «فردیّت» هنگامی رخ می‌دهد که فرد، فقط به بخشِ خودآگاهِ روانِ خویش توجّه ننماید، بلکه سفری نیز به عالم ناخودآگاهیِ خویش داشته باشد و با عناصر ناشناختۀ آن روبه­رو گردد، و در فرجام، میانِ خودآگاه و ناخودآگاهِ خویش، سازش و آشتی برقرار نماید. بهمن نامۀ حکیم ایرانشاه بن ابی الخیر، یکی از داستانهای اسطوره‌ای و حماسی است که در بخش سوم آن، قهرمان داستان، بهمن، با قدم نهادن به عالم ناخودآگاهی و توجّه به پیغامهایِ «خود» )(Self، به یکپارچگی و تمامیّت روانی دست می‌یابد و به اصطلاح روانشناسان، به « فردیّت» می‌رسد. وی برای رسیدن به فردیّت، مراحلی را پشت سر می‌نهد، که در این جستار، از دیدگاه روانشناسیِ تحلیلیِ یونگ، به آن پرداخته می‌شود.