کاربست نظریه نوکارکردگرایی در ایجاد همگرایی و عادی‌سازی روابط میان اعراب و اسرائیل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 استاد گروه روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.30479/psiw.2025.20882.3359
چکیده

هدف: طی چند دهه­ی اخیر ضمن وجود اختلافات عمیق ایدئولوژیک و تزاحم منافع گسترده بین کشورهای عربی و اسراییل، گسترش فرایند همگرایی و عادی­سازی روابط بین طرفین تحت تأثیر تحولات منطقه­ ای، ‌بیش ‌از دیگر مناسبات ‌منطقه ­ای ‌قابل توجه بوده است. این پژوهش درصدد تحلیل مسائل و پویش ­های مربوط به عادی­سازی روابط و بروز همگرایی بین کشورهای عربی و اسرائیل مطابق مفروضات نظریه­ نوکارکردگرایی است. روش­: در این پژوهش از روش کیفی و رویکرد تبیینی استفاده شده، و تجزیه و تحلیل داده‌ها بر تبیین رابطه علی بین متغیرها استوار است. بدین‌منظور برای گردآوری اطلاعات از منابع اولیه و ثانویه مشتمل بر اسناد، کتاب‌ها و مقالات معتبر داخلی و خارجی، جست‌وجو در شبکه‌های اینترنتی، رساله‌های تخصصی و... استفاده شده است. یافته­ ها: طی دهه های اخیر بروز برخی وقایع مانند افزایش چشمگیر تهدیدات مشترک، ایجاد گروه‌های سنی- سلفی، ظهور رهبران و تصمیم­سازان جدید و تضعیف هویت‌های فراملی عربی- اسلامی شرایطی را فراهم نموده تا روند عادی­سازی روابط و همگرایی بین کشورهای عربی و اسراییل با جدیت، سرعت و رسمیت بیشتری پیگیری شود. بر این اساس همگرایی میان اعراب و اسرائیل در قالب سه فاز تسری کارکردی، سیاسی و مربوط به نهادهای فراملی مورد بررسی قرار گرفت. مطابق بررسی­های صورت گرفته و با توجه به گستردگی و پیشینه درگیری­ها و اختلافات ایدئولوژیک بین اعراب و اسرائیل، روابط میان طرفین از رشد مطلوبی برخوردار بوده و فرایند همگرایی تحت تأثیر مفاهیم کلیدی نظریه نوکارکردگرایی ازجمله منطق تسری، سیاسی­شدن و برون‌گرایی ایجاد و تکامل یافته است. نتیجه ­گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که بروز تهدیدات مشترک در کنار فشارهای بیرونی و سیاسی شدن بویژه تسری گام ‌به‌ گام در سطوح سیاسی، کارکردی و نهادی زمینه­ های لازم برای بروز همگرایی و تقویت فرایند عادی­سازی روابط میان اعراب و اسرائیل را فراهم ساخته است.