بررسی روایت و بن مایه‌های داستانی در نفثه‌المصدور

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه گیلان

2 استادیار دانشگاه گیلان

doi
چکیده

    نفثه‌المصدور یکی از آثار مهم تاریخی، ادبی اوایل قرن هفتم هجری قمری است. شهاب الدّین محمّد خرندزی زیدری نسوی در سال 628 (ه.ق) - چهار سال پس از مرگ سلطان جلال الدّین خوارزمشاه- این اثر را به منظور شرح مصایب خود در زمان ملازمت و پس از مفارقت از سلطان، خطاب به یکی از متنفذین دیار خود نوشته است. اگرچه نویسندة اثر قصد داستان گویی نداشته؛ امّا ترتیب انتخاب ماجراها، نظمی علّی و معلولی به همراه بن مایه‌های روایی را به وجود آورده است. پرسش اساسی پژوهش این است که آیا می‌توان نفثه‌المصدور را یک اثر روایی با بن مایه‌های داستانی دانست؟ برای پاسخ به این پرسش، با واکاوی روایت نفثه‌المصدور تلاش شده است، تاآن رااز منظر جنبه‌های روایت و تطبیق چهار مقولة مبانی روایت، کانونی شدگی، زاویۀ دید و گفتمان روایی- به منظور محدود شدن در حدّ یک مقاله- مورد بررسی قرار دهیم . استفاده از چارچوب روایت در نفثه‌المصدور نشان می‌دهد، اگر چه نویسنده قصد داستان گویی نداشته است، امّا در پس آرایه‌های متعدد و نثر مصنوع این اثر، بن مایه‌های داستانی وجود دارد. با بسط این روش، و توسّع در به کارگیری عناصر داستانیِ امروز در آثار تاریخی ادبی کهن، -بخوبی- می‌توان این آثار را تحلیل و بخشی از جنبه‌های پنهان آنها را نشان داد.