پالئوژئومورفولوژی چاله سبزوار و نقش آن در هویت آفرینی مدنیت شهری
نویسندگان
1 مدرس دانشگاه خوارزمی
2 دانشجوی دکتری ژئومورفولوژی، گروه جغرافیای طبیعی، دانشگاه حکیم سبزواری.
3 دانشیار گروه جغرافیای طبیعی، دانشگاه حکیم سبزواری.
doi
10.22034/gmpj.2020.109540چکیده
دریاچهها در ژئومورفولوژی و علوم محیطی ابزارِ بازشناسی شرایط محیطی گذشته، شناخته میشوند. زمانی اهمیت آنها دو چندان میشود که هویت مکانی خاصی را برای ساکنان ناحیه ساحلی خود نیز بوجود میآورند. در سال 1380 انتشار نظریه «دریاچههای دوران چهارم، بستر تبلور و گسترش مدنیت در ایران» واقعیت عمیقتری از نقش دریاچهها به عنوان یک اکوسیستم طبیعی برملا کرد. این ادعا که دریاچهها پایه ایجاد هویت مکانی و به وجود آورنده یکی از مهمترین سازمندی اجتماعی در ایران به شمار میآیند؛ برای ژئومورفولوژیستها نکات درخور تأمل و ابعاد جدیدی را به همراه داشت و ذهن آنها درگیر این موضوع کرد شهرهای باسابقهای چون سبزوار که داشتن مدنیت شهری آن در ادوار تاریخی اثبات شده است، چه نسبتی با دریاچههای دوره چهارم میتواند داشته باشد؟ چگونه ممکن است هویت خود از دریاچه حاشیه خود گرفته باشند؟ این پژوهش سعی دارد از منظر، تلاشی را در شناسایی عمیقتر محیط در رد یا تأیید این نظریه در سبزوار با روش پدیدارشناسی و تمسّک جستن به اطلاعات ژئومورفولوژی، باستانشناسی و رسوبشناسی به عمل آورد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که مجموعهای از اطلاعات باستانشناسی، ژئومورفولوژی و رسوبشناسی دال بر وجود دریاچهای قدیمی درحوضه آبریز سبزوار به وسعت حدود 32500 کیلومترمربع بوده است. فرمهای ناتعادلی در بخش جنوب غربی دریاچه، حکایت از شکافتگی این دریاچه و تخلیه آب آن به دشت کویر مرکزی ایران دارد و شواهد فرمشناسی در منطقه که متکّی به شاخصهای توپوگرافی و نحوه استقرار سکونتگاهها در منطقه است، همگی حکایت از وجود دو پادگانه در حاشیه این دریاچه دارد.