تضاد در عین وحدت (پارادوکس) در مثنوی و غزلیّات شمس
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.29252/kavosh.2011.2549چکیده
در این جستار دو سؤال مطرح می شود: 1- آیا در اندیشه، نگرش و نظام فکری مولوی، تناقض و تضادی وجود دارد؟ 2- آیا این تناقض در سطح زبان و اندیشه اوست یا به اصول فکری او نیز مربوط می شود؟ نگارندگان در این بررسی، مسئله تناقض را با عنوان «تضاد در عین وحدت» مطرح می کنند که خود در بردارنده پاسخی کلی به دو پرسش فوق است. در این بررسی، روشن خواهد شد که تناقض و دوگانگی ای در اصل و بنیان نظام فکری و بینش عرفانی مولانا وجود ندارد، بلکه آنچه به نظر متناقض نما می آید تنها در سطح کلام و یا اندیشه او در موقعیت های مختلف و یا از سوی شخصیت های متفاوت است. همه این تناقض ها و تضادهای ظاهری در یک نقطه به وحدت و یگانگی می رسند.