اهمّیّت پرسش در متون عرفانی
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان
2 دانشجوی دکتری دانشگاه اصفهان
3 استادیار دانشگاه اصفهان
doi
10.29252/kavosh.2011.2532چکیده
این بررسی بر پایة «بیان اهمّیّت پرسش و جایگاه آن در متون عرفانی» صورت می گیرد. یکی از طرحهای موفّقی که می تواند ما را در شناخت زبان عرفان و فهم متون عرفانی یاری رساند، بررسی و تحلیل این آثار از منظر علم معانی و ابزارهای کارآمد آن نظیر مقاصد ثانوی جملات است. در این میان کارایی و تأثیر درخور توجهی که پرسش در ساختار کلام دارد، اهمّیّت این بحث را مضاعف می کند. آنچه در متون ادبی و عرفانی کاربرد بیشتری دارد، رویکرد بلاغی و غیر ایجابی پرسش است. عارف برای استفاده از نهایت قابلیّت زبان در زمینة القای اندیشه های متعالی خود از پرسش و اغراض ثانوی آن هوشمندانه بهره می برد. نوع و میزان این کاربرد برای ابعاد گوناگون پرسش در علم معانی موضوع این پژوهش است که بر اساس سه اثر عرفانی متعلق به سدة پنجم تا هفتم، تبیین یافته است. در بررسی های انجام یافته به نظر می رسد نمودار کاربرد اسلوب استفهام در متون نثر عرفانی از قرن پنج تا هفت سیر نزولی یافته است. همچنین کاربرد ادات پرسش در سدة ششم و بویژه هفتم تنوع و تعدد بیشتری دارد.