رمانتیسم و مضامین آن در شعر معاصر فارسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز

2 دانشیار دانشگاه تبریز

doi
10.29252/kavosh.2011.2524
چکیده

رمانتیسم یکی از پیچیده ترین مکاتب ادبی جهان است که به سبب داشتن ماهیّت متضاد تا به حال تعریف جامع و مانعی از آن ارایه نشده است. پژوهشگران چیرگی خودباوری و نگاه سرد دانشمندان سده های هفدهم و هجدهم به انسان و طبیعت و جامعه، ناامنی ها، فقر، استثمار قشرهای وسیعی از مردم در اروپای قرن هجدهم، تباهی های اخلاقی، تشریفات کسالت آور، ریا و تظاهر در روابط اجتماعی، خشونت ها و انتقام جویی های دوران انقلاب فرانسه، سرخوردگی ها و بدگمانی مردم و ... را از دلایل اصلی شکل گیری نهضت رمانتیسم می دانند. همدلی و یگانگی با طبیعت، بازگشت به دوران بدوی و معصومیت کودکی، روستاستایی و نفی مظاهر تمدن جدید، فردیت، ترجیح احساس و تخیل بر عقل، نوستالژی و حسرت بر ایام گذشته، رؤیا، ناامیدی، مرگ اندیشی، توصیف فضاهای تیره و مبهم و وحشت زا، کابوس، مضامین گناه آلود و شیطانی و ناسیونالیسم از مهمترین مشخصات جنبش رمانتیسم است. از آن جایی که کشور ما تحولات عظیم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سرزمین های غربی را در آن حدّ وسیع و پردامنه تجربه نکرده است، طبعاً اطلاق چنین نامی بر ادبیات و شعر جدید فارسی از سر تسامح و ناگزیری خواهد بود. شعر جدید فارسی از دورة مشروطیّت به بعد در هر سه شاخه رمانتیسم (یعنی متعادل و متعارف، اجتماعی و افراطی و احساسات گرا) برای خود نمایندگانی داشته است. در این مقاله سعی برآن است که سیر رمانتیک در شعر جدید فارسی و پاره ای از مضامین رمانتیسم احساسات گرا و سیاه مورد بررسی قرار گیرد.