باستان گرایی در شعر حمید مصدق

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

doi
10.29252/kavosh.2007.2366
چکیده

باستان­گرایی یکی از شگردهای آشنایی­ زدایی در نظریه فرمالیست­ های روس است. کاربرد زبان آرکائیک یا گریز شاعر از گونه زبان هنجار، و به کارگیری ساخت زبانی گذشته که امروزه در زبان معیار کاربرد ندارد، باستان­گرایی (Archaism) نامیده می شود. این پژوهش بر آن است تا باستان­ گرایی (هنجار گریزی زمانی) را در شعر حمید مصدق مورد بررسی و مداقه قرار دهد. در خور تأمل است که حمید مصدق، متناسب با ساخت بیانی شعر خویش، گاهی به عمد و گاه ناخودآگاه به کلمات آرکائیک روی می آورد. او این نکته را در نظر دارد که این شگرد از مهم­ترین شیوه ­هایی است که به زبان شاعر تشخّص می­بخشد، زیرا شاعر با روی آوردن به واژگان کهن و شیوه بیان غیرمعمول، موجب برجسته­ سازی و عادت­ ستیزی در زبان خود می­ شود. در این مقاله، باستان­گرایی در اشعار نیمایی حمید مصدق بر اساس شیوه تحلیل متن در دو حوزة کلّی آرکائیسم واژگانی و نحوی مورد بررسی قرار می گیرد.