تأثیر آموزش سواد هوش مصنوعی بر ارتقای تفکر انتقادی دانشآموزان دوره متوسطه پسر
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانششناسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 استادیار، علم اطلاعات و دانششناسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
3 استادیار، علم اطلاعات و دانششناسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22067/infosci.2026.96855.1263چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر کشف تأثیر آموزش سواد هوش مصنوعی بر پرورش تفکر انتقادی دانشآموزان پسر پایه نهم براساس یک طرح تجربی بود.روششناسی: روششناسی این پژوهش مبتنی بر رویکرد کمی و طرح آزمایشی واقعی از نوع پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری شامل ۶۴ دانشآموز پسر پایه نهم از دبیرستان فردوسی شهر تهران بود که بهصورت نمونهگیری در دسترس در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در هشت جلسه آموزشی یکونیمساعته، مفاهیم سواد هوش مصنوعی را شامل مباحث نظری، کاربردی، اخلاقی و عملی فرا گرفتند، درحالیکه گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه تفکر انتقادی ریکتس بود که سه مؤلفۀ خلاقیت، بالندگی و تعهد را میسنجد و پایایی آن با آلفای کرونباخ 0/88 تأیید شد. برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون t مستقل و تحلیل کوواریانس جهت بررسی تأثیر آموزش و کنترل اثرات پیشآزمون استفاده شد.یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آموزش سواد هوش مصنوعی در قالب برنامهای هشتجلسهای تأثیر معنادار و قوی بر ارتقاء تفکر انتقادی دانشآموزان پسر پایه نهم داشته است. این آموزشها موجب بهبود چشمگیر در سه مؤلفه اصلی تفکر انتقادی شامل خلاقیت (اندازه اثر 0/825)، بالندگی (0/760) و تعهد (0/876) شدند و در مجموع نیز تفکر انتقادی کلی با اندازه اثر 0/629 تحتتأثیر مثبت قرار گرفت. در بیشتر موارد، پیشآزمون نقش معناداری در نتایج نهایی نداشت یا تأثیر آن نسبت به مداخله آموزشی بسیار کمتر بود. میزان تبیین واریانس نمرات پسآزمون در تمامی مؤلفهها بالا و قابلتوجه بود (بین 76/7 درصد تا 89/7 درصد) که نشاندهندۀ اثربخشی قوی آموزش سواد هوش مصنوعی در تقویت مهارتهای شناختی و نگرشی دانشآموزان بود.نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که آموزش سواد هوش مصنوعی در قالب برنامهای هشتجلسهای، تأثیر معنادار و قوی بر ارتقاء تفکر انتقادی و مؤلفههای خلاقیت، بالندگی و تعهد در دانشآموزان پسر پایه نهم دارد. این آموزشها با بهرهگیری از مفاهیم فناورانه، فعالیتهای عملی، بحثهای اخلاقی و آیندهنگر، توانستند مهارتهای شناختی و نگرشی دانشآموزان را بهبود بخشند. با توجه به اهمیت روزافزون هوش مصنوعی در زندگی فردی و اجتماعی، نتایج این پژوهش میتواند مبنایی برای توسعه برنامههای آموزشی نوین و سیاستگذاریهای تربیتی در نظام آموزشوپرورش باشد.اصالت: با وجود انجام پژوهشهای متعدد در زمینه سواد هوش مصنوعی و تفکر انتقادی به صورت جداگانه، پژوهش حاضر برای نخستین بار به تأثیر این دو پدیده میپردازد. این پژوهش با رفع این خلأ، با یک طرح تجربی گامی نوآورانه در تبیین و تحلیل این تأثیر برداشته است.