تأثیر رویکرد پیوندی آب، انرژی و غذا در مدیریت یکپارچه منابع آب شبکه آبیاری و زهکشی سفیدرود

نویسندگان

1 دانشگاه گیلان

2 دانشگاه گیلان

3 دانشگاه گیلان

4 شرکت مهندسین مشاور هیدروتک توس

doi
10.22067/jsw.v34i1.81897
چکیده

جمعیت رو به افزایش جهان به‏خصوص کشورهای در حال توسعه از یک سو و نیاز به تأمین غذا برای این جمعیت از سوی دیگر، نتیجه‏ای جز برداشت بی‏رویه از منابع را به دنبال نداشته است. به دنبال تعیین اهداف هزاره سوم سازمان ملل متحد، پژوهشگران رویکردهای میان‌رشته‌ای متنوعی را برای دستیابی به نوعی تعادل پویا در تولید و مصرف منابع ارائه داده‌اند که از مهم‌ترین آن‌ها رویکرد پیوند آب، انرژی و غذا است. با توجه به محدودیت‏های منابع موجود که روز به روز تشدید می‌گردد، این رویکرد با استفاده از یکپارچه‏سازی چرخه آب، انرژی و غذا سبب افزایش بهره‏وری می‌گردد. آب، انرژی و غذا علی‏رغم داشتن تفاوت‏های ذاتی از دیدگاه سیستمی، شباهت‏های فراوانی دارند، که به دلیل این ارتباط سیستمی و اثر متقابل آن‏ها بر یکدیگر، امروزه مفهوم جدیدی به نام رویکرد پیوندی مطرح شده است. با توجه به اهمیت این رویکرد در مدیریت یکپارچه منابع آب در این پژوهش، به­منظور مدیریت شبکه آبیاری و زهکشی سفیدرود واقع در استان گیلان، یکی از استان‏های واقع در حوضه‏ی آبریز سفیدرود از این رویکرد استفاده شده است. در این راستا، از نرم‏افزارهای WEAP برای مدیریت منابع آب و غذا و نرم‏افزار LEAP برای مدیریت بخش انرژی در شبکه آّبیاری و زهکشی سفیدرود استفاده شد. سپس با برقراری ارتباط بین این دو نرم‏افزار، به مدیریت یکپارچه منابع آب این منطقه پرداخته شد. سپس پارامترهای خروجی مدل ارتباطی توسعه داده شد، مانند نیاز خالص آب در منطقه، نقطه نیاز به منابع آبی، آب عرضه نشده و درصد تأمین نیاز بدون در نظر گرفتن بخش انرژی و با در نظر گرفتن انرژی مقایسه شدند. نتایج این مطالعه نشان داد نیاز خالص آبی و آب عرضه شده به شبکه آبیاری و زهکشی سفیدرود در سال 2016 با رویکرد پیوندی، به‌ترتیب 6/8 و 7/8 میلیون متر مکعب بیشتر از حالت بدون رویکرد پیوندی به‌دست آمد. بنابراین بخش قابل توجهی از مقادیر عرضه و تقاضا در مدیریت غیرپیوندی در نظر گرفته نمی­شود. در حالی‌که، هر چه این مقادیر به واقعیت نزدیک­تر باشد، برنامه­ریزی­های مدیریتی منطقی­تر و درصد اجرای آن­ها نیز افزایش می­یابد.