واکاوی تأثیر سامانه مدیریت یادگیری در مدیریت دانش شخصی دانشجویان با نقش میانجی مهارتهای ارتباطی
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم ورزشی مؤسسه آموزش عالی توس، مشهد، ایران.
2 مسئول کتابخانه و کارشناس پژوهشی مؤسسه آموزش عالی توس مشهد، ایران.
doi
10.22067/infosci.2025.93200.1238چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش شخصی با در نظر گرفتن نقش میانجی مهارتهای ارتباطی است.روششناسی: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری دادهها پیمایشی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانشجویان کارشناسی علوم ورزشی موسسه آموزش عالی توس (283) بود که براساس فرمول کوکران تعداد 165 نفر به شیوه تصادفی بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محققساخته براساس سه پرسشنامه تأثیر کاربرد سامانه مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش لوئی، پرسشنامه مدیریت دانش شخصی محیالدین و آزیروانی و پرسشنامه مهارتهای ارتباطی جرابک بود که روایی این پرسشنامهها توسط شش نفر از متخصصین مدیریت ورزشی و علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه فردوسی مشهد بررسی و پایایی آنها در مطالعه مقدماتی تأیید شد. تحلیل دادهها نیز در دو بخش توصیفی و استنباطی (مدلسازی معادلات ساختاری) با استفاده از نرمافزار اسپیاساس و پیالاس انجام شد.یافتهها: نتایج تحلیل مسیر الگوی پژوهش نشان داد که سامانه مدیریت یادگیری اثر مستقیم و معنیداری بر مدیریت دانش دارد؛ همچنین نقش مستقیم و معنیدار متغیر میانجی مهارتهای ارتباطی در رابطه با اثرگذاری سامانه مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش تأیید شد.نتیجهگیری: در پژوهش حاضر تأثیر سامانه مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش دانشجویان رشته علوم ورزشی با میانجی مهارتهای ارتباطی مورد بررسی قرار گرفت. مؤلفههای مؤثر بر قصد و رفتار به اشتراکگذاری دانش دانشجویان میتواند کمک شایانی به بهبود عملکرد دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی نماید. مسئولین نیز میبایست برای ایجاد نگرش مثبت نسبت به اشتراک دانش در میان دانشجویان، توجه خود را به مؤلفههای مؤثر و ارتباط آنها با هم نمایند؛ چراکه در این صورت نتایج مثبتی را هم برای دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و هم برای خود دانشجو بههمراه خواهد داشت.اصالت: کاربرد سامانه مدیریت یادگیری در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی بهعنوان موضوعی که بهسرعت فراگیر شده است بسیار مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به محدودیت پژوهشهای انجامگرفته در این حوزه و بهویژه در حوزه بررسی این عامل با مدیریت دانش و مهارتهای ارتباطی و بهصورت خاص در بستر جغرافیایی ایران، پژوهش حاضر میتواند گامی مؤثر در راستای تکمیل ادبیات موجود و رفع بخشی از خلأ پژوهشی این عرصه باشد. نتایج حاصل از این پژوهش قابلیت کاربست بهعنوان پایهای نظری برای پژوهشهای آتی را دارا میباشد.