تحلیل دلالتهای اسلامگرایی شیعی در افغانستان معاصر و ظرفیتسنجی آن در برونرفت از وضعیت موجود
نویسندگان
1 مجتمع آموزش عالی تاریخ سیره و تمدن اسلامی، جامعه المصطفی العالمیه، غزنی، افغانستان
doi
10.30479/psiw.2025.19101.3250چکیده
هدف: این نوشتار با هدف تحلیل دلالتهای سیاسی اسلامگرایی شیعی بهعنوان یکی از جریانهای مهم فکری سیاسی در تاریخ معاصر افغانستان نوشته شده، و در پی پاسخ بهاین پرسش است که این جریان چه دلالتهایی را در عرصه سیاسی-اجتماعی افغانستان پردازش میکند و از چه وزنی در ساماندهی وضعیت موجود برخوردار است.روش: بررسی این مسئله در چهارچوب و روش «تحلیل دلالتیـمقایسهای» صورت گرفته است. بر اساس رهیافت دلالتی هر اندیشه متضمن دست کم چهار دلالت تبیینی، بنیادین، هنجاری و راهبردی است که هرکدام بهبخشی از مسائل سیاسی میپردازد و در مجموع بهعنوان منظومه بههمپیوسته طرحی از ایجاد نظم مطلوب و معیار را نشان میدهد. این مقاله نیم نگاهی هم به مقایسه این جریان با اکثریت اسلام سیاسی در افغانستان داشته است تا از خلال آن دسترسی به یافتههای پژوهش ملموستر نشان داده شود.یافتهها: اسلام سیاسی شیعی در افغانستان هرچند بهعلت در اقلیت بودن، مورد بیتوجهی سیستماتیک و عمدی قرارداشته است، در عرصه سیاسی اجتماعی دلالتهای مهمی را از تبیین بحران تا ارائه بدیل و راهبرد پردازش میکند که توجه بهآن میتواند در برونرفت از وضعیت موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب مد نظر کمک کند.نتیجه گیری: یافتههای پزوهش نشان می دهد که دلالتهای سیاسی اسلامگرایی شیعی آز آنجا که در تبیین وضعیت موجود بیشتر بر مسائل عینی توجه دارد توانسته است در ارائه بدیل نیز راهکارهای بهتری ارائه نماید. بنابر این نسبت به جریان اکثریت، از ظرفیت بهتری در سامان دهی مطلوب برخوردار بوده و توجه بهآن میتواند در بازبینی تفکر اسلام سیاسی در افغانستان وبرونرفت از وضعیت موجود راهگشا باشد.