تحلیل و ارزیابی خطمشیگذاری رسانههای دیجیتال در نظام حکمرانی عمومی ایران با رویکردی سیستمی
نویسندگان
1 دکتری، گروه مدیریت، پردیس علوم و تحقیقات فارس، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران و مربی، گروه مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 استاد، گروه مدیریت، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، شیراز، ایران.
4 دانشیار، گروه مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، شیراز، ایران
5 دانشیار، گروه مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.30473/ipom.2026.76977.5299چکیده
رشد شتابان رسانههای دیجیتال، خطمشیگذاری در این حوزه را به یکی از ارکان کلیدی حکمرانی تبدیل کرده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی خطمشیگذاری رسانههای دیجیتال در ایران و ارائه چارچوبی برای بهبود این فرایند انجام شده است. این مطالعه از روششناسی سیستمهای نرم (SSM) و نگاشتشناختی (CM) برای تحلیل سیاستهای رسانهای بهره گرفته است. دادهها از طریق بررسی نظاممند مطالعات پیشین و مصاحبههای عمیق با ۱۵ نفر از خبرگان که با روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند، گردآوری شد. برای افزایش روایی، از اعتبارسنجی محتوا استفاده شد و پایایی دادهها از طریق تکنیک توافق بین کدگذاران تأیید گردید. دادهها با روش تحلیل محتوای کیفی و نگاشتشناختی تحلیل شدند. یافتهها نشان میدهند که خطمشیگذاری رسانههای دیجیتال تحت تأثیر بازیگران متعددی قرار دارد و تعامل مؤثر میان آنها نقش کلیدی در موفقیت سیاستها ایفا میکند. چالشهای اصلی این حوزه شامل ضعف زیرساختهای فناوری، محدودیتهای فرهنگی و نبود توازن در قوانین نظارتی است. همچنین، یافتهها نشان میدهند که سیاستهای فعلی عمدتاً به رویکردهای محدودکننده متکی هستند، درحالیکه میتوانند از مدلهای تعاملیتر و مشارکتی بهره ببرند. نتایج پژوهش بیانگر این است که اتخاذ رویکردی جامع که ابعاد فناوری، محتوایی و حقوقی را همزمان مدنظر قرار دهد، میتواند موجب افزایش شفافیت، کارآمدی و هماهنگی میان ذینفعان در خطمشیگذاری رسانههای دیجیتال شود. این مطالعه با ارائه چارچوبی تحلیلی، راهکارهایی برای بهینهسازی فرایند خطمشیگذاری و مدیریت رسانههای دیجیتال پیشنهاد میکند.