فرقهگرایی سازمانی: تبیین مفهوم، چرخه عمر و راهبردهای مدیریتی
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.30473/ipom.2025.12956چکیده
فرقهگرایی سازمانی یکی از پدیدههای پنهان اما اثرگذار در حیات سازمانهاست که میتواند بر فرهنگ، ساختار قدرت، تصمیمگیری و عملکرد سازمانی تأثیر عمیق بگذارد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر تجربه زیسته، به تبیین مفهوم فرقهگرایی سازمانی، فرآیند شکلگیری، چرخه حیات و راهبردهای مدیریت آن پرداخته است. دادههای پژوهش طی حدود ۱۲ سال مشاهده و تجربه حرفهای در ۱۱ سازمان دولتی، شبهدولتی و خصوصی و از خلال تعامل با بیش از ۲۵۰ نفر از مدیران، کارشناسان و کارکنان سازمانی گردآوری شدهاند. گردآوری دادهها از طریق مشاهده مشارکتی، تحلیل تعاملات رسمی و غیررسمی، بررسی الگوهای قدرت و تحلیل تعارضات سازمانی انجام شده است. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفته و مضامین اصلی شامل زمینههای شکلگیری فرقهها، سازوکارهای اعمال قدرت غیررسمی، چرخه حیات فرقههای سازمانی، پیامدهای فرقهگرایی و راهبردهای کنترل و مدیریت آن استخراج شدهاند. یافتهها نشان میدهد فرقههای سازمانی در بستر ابهام راهبردی، ضعف شفافیت، تعارض منافع و فرهنگ قدرتمحور شکل میگیرند و به تدریج از گروههای همسو با اهداف سازمان به ساختارهایی قدرتطلب، محافظهکار و مقاوم در برابر تغییر تبدیل میشوند. همچنین استمرار فرقهگرایی موجب رسوب ساختاری، کاهش اعتماد سازمانی، افت انگیزش و کندی گردش امور میشود. در پایان، راهکارهایی شامل اصلاح فرهنگ سازمانی، شفافیت اطلاعات، همراستاسازی منافع فردی و سازمانی، چرخش شغلی و تبدیل فرقهها به تیمهای غیررسمی سازنده ارائه شده است.