مدلهای ذهنی و تجربه کاربری در برنامههای کتابخوان الکترونیکی
نویسندگان
1 استادیار گروه پژوهشی علوم داده، اطلاعات و هوش مصنوعی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
2 دانشآموخته دکتری، علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
doi
10.22067/infosci.2025.90205.1221چکیده
هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی مدلهای ذهنی کاربران در تعامل با برنامههای کتابخوان الکترونیکی است.روش: پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل کاربران برنامههای کتابخوان الکترونیکی داخلی است که با روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند. در این پژوهش از طریق مشاهده اکتشافی کاربران برنامههای کتابخوان الکترونیکی داخلی و با بهرهگیری از پروتکل بلنداندیشی (نظریه بیان شفاهی) و با استفاده از نرمافزار ضبط صفحه فستاستون، دادهها گردآوری شد. برای تحلیل دادههای کیفی از تحلیل محتوا و کدگذاری و از نرمافزار Maxqda (نسخه 22) استفاده شد.یافتهها: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد بیشترین تراکنش و فعالیت کاربران با برنامههای کتابخوان الکترونیکی در خصوص مقولههای فرعی «محتوا» (123 مورد) و «جنبههای تعاملی و بازخورد» (103 مورد) و کمترین آنها مربوط به مقولههای فرعی «تنظیمات ظاهری» (44 مورد)، «دسترسی» (46 مورد) و «پشتیبانی و مسائل فنی» (50 مورد) است. از آنجاکه شرکتکنندگان در پژوهش به هنگام بیان مدل ذهنی خود در تعامل با رابط کاربر برنامههای کتابخوان الکترونیکی آزاد بودند و اجازه داشتند هر آنچه در ذهن آنها میگذرد را با صدای بلند بیان کنند، در اغلب موارد به هنگام بیان شیوه تراکنش و فعالیت با برنامههای کتابخوان، راهکار و یا نظر پیشنهادی خود را برای بهبود برقراری ارتباط اظهار میکردند. بهعبارتدیگر، کاربران برنامههای کتابخوان الکترونیکی، بهعنوان افرادی که بهطور مستقیم با این ابزارها تعامل دارند، نظرات و پیشنهادهای ارزشمندی را ارائه دادند. این پیشنهادها شامل بهبودهای فنی، ویژگیهای جدید، و یا تغییرات در طراحی رابط کاربری بودند. در این پژوهش، پیشنهادها بهعنوان مقوله کلی در نظر گرفته که در 8 مقوله فرعی تعیینشده (با 49 کد) گنجانده شدند. این پیشنهادها میتواند راهگشای توسعهدهندگان در راستای ارتقاء تجربه کاربری و افزایش رضایت کاربران باشد. بیشترین راهکار پیشنهادی کاربران در رابطه با بهبود عملکرد برنامههای کتابخوان الکترونیکی بهترتیب در مقوله فرعی «محتوا» (16 مورد)، دسترسی (11 مورد)، تعامل (10 مورد) و کمترین آنها مربوط به مقوله فرعی «جستجو» و «تنظیمات ظاهری» (هر یک با 1 مورد) بود.بحث و نتیجهگیری: تأکید بیشتر کاربران بر جنبههای تعاملی و محتوایی برنامهها میتواند ناشی از تغییرات فرهنگی و نیازهای جدید کاربران باشد که بهدنبال ایجاد ارتباطات اجتماعی و به اشتراکگذاری تجربیات خود هستند. پژوهش حاضر میتواند به توسعهدهندگان برنامههای کتابخوان الکترونیکی کمک کند تا با درک بهتر نیازها و انتظارات کاربران، ویژگیهایی را طراحی کنند که بر تعاملات اجتماعی تمرکز داشته باشد.اصالت: گرچه استفاده از کتابخوانهای الکترونیکی در ایران هنوز بهعنوان شیوهای مرسوم در خواندن تلقی نمیشود، اما رشد شتابان فناوری این نوید را میدهد که در آیندهای نهچندان دور شاهد گسترش بیشتر استفاده از آن باشیم. با این توصیف ارزش و اصالت این پژوهش در آن است که استفاده از مدلهای ذهنی کاربران با توجه به ویژگیها، و نحوه مواجهه کاربران در تعامل با برنامههای کتابخوان الکترونیکی میتواند در مقایسه با سایر مدلهای تعاملی الگوی معتبر و مستندتری از خواستههای کاربران در اختیار طراحان و تولیدکنندگان قرار دهد.