برنامهریزی جامع و چالش هماهنگی در نظام برنامهریزی توسعه ایران
نویسندگان
1 استاد، گروه مهندسی مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران ایران.
2 دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه خطمشیگذاری و اداره امور عمومی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.30473/ipom.2025.75708.5239چکیده
این پژوهش با هدف بررسی چرایی ناکامی برنامهریزی جامع توسعه در ایفای نقش هماهنگساز خود در نظام برنامهریزی توسعه ایران انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی، با ماهیت اکتشافی و جهتگیری کاربردی است و با استفاده از راهبرد تحلیل ثانویه کیفی انجام شده است. دادههای پژوهش شامل 16 مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحبنظران توسعه و مجموعهای از اسناد مرتبط با نظام برنامهریزی توسعه ایران است که بین پاییز 1402 تا پاییز 1403 گردآوری شدهاند. تحلیل مضمون دادهها نشان میدهد که ناتوانی برنامهریزی جامع در ایفای نقش هماهنگساز در نظام برنامهریزی توسعه ایران از سه دسته عوامل ناشی میشود: برآورده نشدن اقتضائات بنیادین (ظرفیت تحلیلی، اطلاعاتی و زمانی محدود)، برآورده نشدن اقتضائات نهادی و اجرایی (نظام حکمرانی نامنسجم و بیثبات و امکانات اجرایی محدود)، و بروز پیامدهای ناهماهنگساز برنامهای و اجرایی. این عوامل، که مانع شکلگیری مبنایی مشخص، مشترک و معتبر برای تدوین و اجرای برنامه میشوند، سبب شدهاند که برنامههای توسعه نه خود واجد هماهنگی درونی باشند و نه بتوانند بهعنوان مبنای هماهنگساز ایفای نقش کنند، بلکه چالش هماهنگی موجود در نظام حکمرانی را نیز تشدید نمایند. یافتههای این پژوهش، ضرورت بازاندیشی در منطق جامعگرایی و حرکت بهسوی برنامهریزی مسئله محور و اولویتمدار بهمنظور ایجاد هماهنگیهای موردنیاز در مسیر توسعه کشور را متذکر میشود.