بررسی تأثیر اعتماد بین فردی بر انتقال دانش ضمنی معلمان دوره متوسطه
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
4 استادیار، گروه روان شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22067/infosci.2024.84088.1176چکیده
مقدمه: یکی از عوامل مهم در شکلگیری روابط شغلی و انتقال دانش ضمنی در سازمان اعتماد است. اعتماد عامل ضروری در فرایند انتقال دانش ضمنی بین افراد است. با توجه به نقش اعتماد بین فردی در انتقال دانش ضمنی، این پژوهش به بررسی ارتباط بین اعتماد بین فردی و انتقال دانش ضمنی در میان معلمان دوره متوسطه استان چهارمحال و بختیاری پرداخته است.روششناسی: پژوهش حاضر ازنظر ماهیت، یک پژوهش کاربردی است که به روش توصیفی همبستگی به بررسی ارتباط میان اعتماد بین فردی و انتقال دانش ضمنی معلمان دوره متوسطه آموزشوپرورش استان چهارمحال و بختیاری پرداخته است. نمونه مورد پژوهش شامل 148 نفر از معلمان میباشند که به روش تصادفی انتخاب شدهاند. بهمنظور گردآوری دادهها از پرسشنامه اعتماد بین فردی (1995) و پرسشنامه انتقال دانش ضمنی اسپاریتو (2000) استفاده گردید. پایایی پرسشنامههای مورد استفاده با کمک روش آلفای کرونباخ بهترتیب 88/0، و 86/0 به دست آمده است. علاوه بر آمار توصیفی، از آزمون کولموگروفـاسمیرنوف و ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون جهت تجزیهوتحلیل دادهها استفاده شده است.یافتهها: نتایج نشان میدهد که بین اعتماد مبتنی بر شناخت و تمایل کارکنان برای اشتراک دانش و بهکارگیری دانش ضمنی رابطه مثبت و معناداری به میزان همبستگی 744/0 و 631/0 وجود دارد. بین اعتماد مبتنی بر عاطفه و تمایل معلمان برای اشتراکگذاری و بهکارگیری دانش ضمنی رابطه مثبت و معناداری به میزان همبستگی 789/0 و 784/0 وجود دارد. بنابراین، اعتماد مبتنی بر عاطفه نسبت به اعتماد مبتنی بر شناخت تأثیر قویتری بر تمایل به اشتراک دانش و بهکارگیری دانش ضمنی معلمان دارد. معلمان در مرحله عاطفی تمایل بیشتری به اشتراک و بهکارگیری دانش ضمنی نسبت به مرحله شناختی دارند.نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که اعتماد بین فردی در هر دو بعد مبتنی بر شناخت و عاطفه تأثیر مثبت و معناداری بر اشتراک و بهکارگیری دانش ضمنی معلمان دارد.