طراحی الگوی تعادل بین کار و زندگی زنان با تأکید بر استحکام خانواده در سازمانهای دولتی: با رویکرد پدیدارشناسی
نویسندگان
1 استاد، گروه مدیریت، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت (مدیریت رفتاری)، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
3 دانشیار، گروه مدیریت، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
doi
10.30473/ipom.2024.72164.5024چکیده
با توجه به نقشهای متعدد زنان در جامعه، برقراری تعادل بین کار و زندگی به یکی از چالشهای مهم در زندگی آنان تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و طراحی الگوی پدیداری تعادل بین کار و زندگی زنان با تأکید بر استحکام خانواده در سازمانهای دولتی انجام شد. این پژوهش کاربردی با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. جامعه پژوهش را زنان شاغل در سازمانهای دولتی تشکیل دادند که به روش نمونهگیری هدفمند قضاوتی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که مصاحبه با 11 نفر به اشباع دادهها رسید. برای تحلیل اطلاعات از روش پدیدارشناسی کلایزی استفاده شد. یافتههای پژوهش حاکی از شناسایی تجربه زیسته زنان در 201 مفهوم پایه، 18 مقوله و 4 مضمون اصلی بود. 4 مضمون اصلی شامل: تقویت ارتباط با خانواده، جو حمایتی سازمان، غنیسازی و بازتعریف شغلی و سازگاری با نقشهای چندگانه بهعنوان 4 بعد الگوی پدیداری از تعادل بین کار و زندگی با تأکید بر استحکام خانواده در سازمانهای دولتی است. در نتیجه برای برقراری تعادل کار و زندگی زنان با تأکید بر استحکام خانواده، تمرکز بر چهار بعد خانواده، سازمانی، شغلی و فردی ضروری است.