مقایسه روشهای آبیاری سطحی، قطرهای و واترباکس در استقرار نهال زالزالک برای کنترل پدیده بیابان‌زایی

نویسندگان

1 شاهد تهران

2 دانشگاه شهرکرد

3 دانشگاه شهرکرد

doi
10.22067/jsw.v33i2.74246
چکیده

در مناطق خشک و نیمه‌خشک به دلیل کمبود نزولات جوی، آب مهم‌ترین عامل محدودکننده استقرار گیاهان است. با توجه به محدودیت کمی و کیفی منابع آبی در استقرار گیاهان مناطق بیابانی، انتخاب روش مناسب آبیاری گیاهان دارای اهمیت زیادی است و باید این انتخاب آگاهانه و با دقت تمام انجام گیرد. هدف از این پژوهش مقایسه واترباکس که شکل خاصی از آبیاری فتیله­ای می­باشد با آبیاری سطحی و آبیاری قطره­ای برای استقرار یک گونه گیاهی به نام زالزالک که اغلب برای پروژه­های بیابان­زدایی مورد استفاده مناطق نیمه‌خشک در ایران قرار می­گیرد می­باشد. در روش­های آبیاری سطحی و قطره­ای آزمایشات بر روی پنج رژیم کم آبیاری به ترتیب با صفر، 25، 50، 75 و 90 درصد کم آبیاری و در سه تکرار انجام گرفت. در روش واترباکس نیز با توجه به خودتنظیم بودن سامانه واینکه امکان اعمال کم آبیاری وجود نداشت آزمایشات با 15 تکرار مشابه انجام گرفت. پارامترهای گیاهی شامل قطر ساقه و ارتفاع نهال هنگام کاشت نهال و پس از آن و نیز درصد زنده‌مانی نهال و میزان آب مصرفی در هر تیمار در طول یک سال (1395-1396) و دربازه­های زمانی یک ماهه جهت مقایسه اندازه‌گیری شد و در پایان پژوهش با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج تحقیق نشان داد که سامانه واترباکس ضمن کاهش چشمگیر میزان آب مصرفی (در حد 92 درصد کم آبیاری نسبت به آبیاری قطره­ای کامل) و درصد زنده‌مانی بالای نهال (در این پژوهش 100 درصد) روشی مفید و کاربردی جهت استقرار نهال زالزالک برای مبارزه و کنترل پدیده بیابان­زایی می­باشد. با توجه به این‌که در زمینه آبیاری با سامانه واترباکس تحقیقات چندانی صورت نگرفته توصیه می‌شود تحقیقاتی در خصوص استفاده از این سامانه برای آبیاری گونه‌های مثمر انجام گیرد.