مطالعه علل عدم پایداری بخش‌های جدید مرمت شده ارگ تاریخی کنارصندل جیرفت در مقایسه با بخش‌های پایدار قدیمی (بخشی از حوزه فرهنگی هلیل‌رود)

نویسندگان

1 دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
10.22067/jsw.v33i2.78702
چکیده

تا دهة 1960 میلادی اغلب سؤالات باستان­شناختی با بهره­گیری از روش­های استدلال و تفسیر در علوم اجتماعی و فلسفه پاسخ گفته می­شد اما با شکل­گیری «باستان­شناسی نوین» از دهه 1960 میلادی، کاربرد و اهمیت علوم تجربی در پژوهش­های باستان­شناسی شناخته و بسیاری از نظریات و فرضیات باستان­شناختی با کمک روش­های کمّی و آزمون­گری در علوم تجربی بازنگری شد. یکی از شاخه­های علوم تجربی که در تبیین شیوة معیشت گروه­های انسانی گذشته، منشأیابی خاک سفالگری و معماری، گزینش خاک مناسب برای مرمت آثار باستانی، بررسی دلایل تخریب یا ماندگاری بناهای تاریخی و دلایل ترک و تخریب شهرهای باستانی نقش مهمی دارد، علم «خاک­شناسی» است. مقاله حاضر، به منظور مطالعه خاک­شناسی بخش­های قدیمی و مرمت شدة ارگ حاکم­نشین تپه باستانی پنج هزار سالة کنارصندل جنوبی جیرفت به انجام رسید. نتایج نشان داد درصد رس بخش قدیمی حدوداً دو برابر بخش مرمت شده است. از سوی دیگر، میزان املاح بخش مرمت شده حدود 3 برابر خشت­های قدیمی می­باشد. این نتایج نشان می­دهد به تازگی خاکی با درصد رس کمتر و املاح بیشتر به منظور مرمت بنا به کار رفته است، در حالی‌که خاک بخش­های قدیمی، احتمالاً توسط سازندگان اولیة بنا از جای دیگری از منطقه با درصد رس بیشتر و املاح کمتر آورده شده است. کانی­های رسی اسمکتیت، کلریت، ایلیت، پالیگورسکیت و کائولینیت در خاک­های بخش مرمت شده مشاهده شد. از سوی دیگر، تمام کانی­های فوق‌الذکر به جز کانی پالیگورسکیت و سپیولیت در خاک بخش قدیمی شناسایی شد. همچنین، در بخش­های قدیمی مواد آلی، تکّه­های ذغال و قطعات خرد شدة سفال مشاهده شد که به نظر می­رسد دلیلی بر استحکام و پایداری بیشتر بخش­های قدیمی نسبت به مرمت شده باشد.