پتانسیلیابی توسعه کارست با استفاده از منطق فازی ( مطالعه موردی: حوضه دشت سوسن و دشت ایذه)
نویسندگان
1 دانشگاه خوارزمی
2 دانشگاه یزد
3 دانشگاه یزد
doi
چکیده
چشماندازهای ژئومورفیک کارست که درنتیجه انحلال مواد تشکیلدهنده سنگها، توسط آبهای طبیعی شکلگرفتهاند، نقش مهمی در تنوع زمینشناختی دارند و یکی از اولویتهای مدیریتی بهحساب میآیند. لزوم برنامهریزی در پهنههای کارستی ایجاب میکند تا مطالعاتی در زمینه شناخت محیطهای کارستی، ویژگیها و نقش آنها در تغذیه منابع آب صورت گیرد. هدف از این پژوهش شناسایی و پهنهبندی پتانسیل توسعه کارست در محدوده دشت ایذه و دشت سوسن در استان خوزستان با استفاده از منطق فازی در سیستم اطلاعات جغرافیایی میباشد. دادههای اصلی پژوهش را نقشههای پایه شامل نقشه توپوگرافی در مقیاس 1:25000 و نقشه زمینشناسی در مقیاس 1:100000 و همچنین دادههای بارش و دما تشکیل دادهاند. برای اجرای مدل فازی با استفاده از نرمافزار 2/10Arc GIS هشت معیار شامل شیب، زمینشناسی، پوشش خاک، کاربری اراضی، فاصله از گسلها، ارتفاع، دما و بارش بکار گرفتهشده است. بر اساس نتایج حاصل از لایههای فازی، با کاهش میزان شیب و فاصله از گسل، با افزایش رسوبات آهکی، پوشش گیاهی، میزان دما، میزان بارندگی و پوشش سطح خاک میزان کارستی شدن افزایش پیدا میکند. نتایج حاصل از تلفیق لایههای موجود نشان داد که مناطق مستعد به کارستی شدن با مساحت تقریباً 32 درصد در جنوب، شرق، غرب و بخشهایی از شمال شرق منطقه واقعشدهاند. واحد آهک آسماری، گچساران و ایلام ـ سروک شامل این بخش میباشند که از رسوبات کاملاً آهکی تشکیلشدهاند و ازنظر تأمین آب مهمترین سفرههای آبدار کارستی در منطقه مطالعاتی محسوب میشوند. وجود اشکال سطحی کارست از قبیل کارن، ریل کارن و درز و شکاف ها در سازندهای مزبور نقش مؤثری در پراکندگی چشمهها و آبدهی آنها و کارستی شدن منطقه دارد. همچنین قسمتهای مرکز و بخشهایی از شمال شرق محدوده مطالعاتی با مساحت 50 درصد از پتانسیل بسیار کمی جهت کارستی شدن برخوردار است.