تأثیر گروههای بافتی مختلف بر دقت مدلهای متفاوت منحنی نگهداری آب خاک
نویسندگان
1 دانشگاه بوعلی سینا-همدان
2 دانشگاه بوعلی سینا-همدان
3 دانشگاه بوعلی سینا-همدان
doi
10.22067/jsw.v33i1.74326چکیده
مدلهای بسیاری برای توصیف منحنی نگهداری آب خاک (SWRC) ارائه شده است، اما به ندرت توانایی برازش تعداد زیادی از آنها در خاکهای مختلف و گروههای بافتی متفاوت مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش، بررسی قابلیت برازش 10 مدل SWRC بر دادههای تجربی و انتخاب بهترین مدل از بین آنها برای کل نمونههای خاک و برای هر کدام از گروههای بافتی میباشد. در این پژوهش 145 نمونه خاک رویین و زیرین از استانهای گیلان، همدان و کرمانشاه بهصورت دست خورده و دست نخورده برداشت و بعد از تعیین بافت، به گروههای بافتی تفکیک شدند. مقدار رطوبت در 12 پتانسیل ماتریک اندازهگیری شد. 10 مدل SWRC بر دادههای تجربی برازش و دقت آنها، با معیارهای متفاوت مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل فردلاند و زینگ در کل نمونههای خاک و همچنین در گروه بافتی درشت، مدل لیباردی در گروه بافتی ریز و مدل بروتسائرت در گروه بافتی متوسط بالاترین دقت برازش را داشتند، اما این مدلها، به لحاظ آماره ارزیابی ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) تفاوت معنیداری در سطح 5 درصد در کل نمونههای خاک و هر کدام از گروههای بافتی مختلف با هم نداشتند. اگر چه مدلهای فرکتالی دارای پایه فیزیکی و ریاضی هستند، اما انعطافپذیری لازم را برای توصیف منحنی SWRC ندارند. مدلهای فرمی و تانی با توابع نمایی ضعیفترین عملکرد را داشتند. سرانجام، مدل لیباردی به دلیل تعداد پارامترهای کمتر، مفهوم فیزیکی پارامترها و فرم ساده معادله آن به عنوان بهترین مدل معرفی میشود.