واکاوی ابعاد خط‌مشی به‌کارگیری هوش مصنوعی در نظام سلامت ایران

نویسندگان

1 دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

doi
10.30473/ipom.2024.71179.4977
چکیده

خط­‌مشی­‌گذاران برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در محیط‌­های پیچیده مانند نظام­‌های سلامت به اطلاعات دقیق و به موقع نیاز دارند. در هنگام مواجهه نظام‌­های سلامت با مسائل پیچیده، چند بعدی و نوپدید، به‌کارگیری ابزارهای سنتی خط‌­مشی­‌گذاری محدودیت­‌های قابل‌توجهی ایجاد می‌­نماید. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد مهم و تأثیرگذار در خط­‌مشی­‌گذاری به‌کارگیری هوش مصنوعی در نظام سلامت ایران است.  پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده است. ضمن بهره‌گیری از مطالعات کتابخانه‌ای، داده‌های تکمیلی پژوهش از طریق مصاحبه­‌های نیمه­ ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان به روش نمونه‌گیری گلوله برفی و تا حد اشباع نظری داده­‌ها گردآوری شد. برای بررسی ابزار پژوهش از روش سه­ سویه­سازی استفاده شد. براساس پاسخ مشارکت­کنندگان، در مرحله اول، 328 شناسه اولیه و در مرحله دوم 47 مضمون فرعی استخراج گردید. در مرحله سوم نیز پنج مضمون‌ اصلی شامل: الزامات خط‌مشی، مناسب‌­سازی اجرا، رشد و توسعه، کاربردها و سرانجام موانع و چالش­‌های کاربست هوش مصنوعی در نظام سلامت کشور احصا شد. تجزیه و تحلیل­ داده­‌های انجام شده امکان شناسایی مزایا و معایب استفاده از هوش مصنوعی در نظام سلامت را فراهم کرده است اما چالش اصلی در به‌کارگیری و بهره­برداری از هوش مصنوعی در نظام سلامت، خود فناوری نیست که در جهان پیرامون ما در حال رشد و تکامل است، بلکه در چارچوب­ قانونی است که به‌وضوح فاقد مقررات مناسب و در نظر داشتن برخی تحولات سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و قضایی است. همچنین به منظور جلوگیری از تعارض و حفظ رویکرد رشد و توسعه­ در به‌کارگیری آن، همکاری­‌های بین بخشی و فرابخشی اهمیت دو چندان دارد.