آینده پژوهی تفسیر قرآن؛ بسترها و بایسته ها
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشکده علوم قرآنی، مشهد
doi
10.30479/jfs.2023.17005.1383چکیده
هدف: علم تفسیر، بهعنوان مهمترین علم متکفل فهم قرآن، احتیاج به روشمند شدن و بهروز شدن دارد تا بهره برداری از آموزههای قرآن برای همه اقشار مردم به سهولت صورت گیرد. در این پژوهش، منظور از «آیندهپژوهی در تفسیر»، توانایی ایجاد مدلهای مطلوب برای کارآمدی بیشتر تفسیر در آینده، با بهرهگیری از ابزارهای علمی، خلاقیّت و با تکیه بر مبانی و قواعد تفسیر و جبران آسیبهای تفسیر در گذشته میباشد. روش: این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی، پاسخگوی این پرسش است که زمینهها و بایستههای آیندهپژوهی در تفسیر کدام است؟ یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که توجه ویژه به قرآن، بهعنوان مهمترین منبع تفسیر، تعقل و تدبر روشمند در تفسیر، توجه به پیشنیازهای تفسیر، تفسیر بر اساس مقتضیات زمان، لزوم توجه به تفسیر موضوعی، بررسی تاریخ تفسیر و رعایت آداب و شرایط تفسیر، از مهمترین بایستههای تفسیر در آینده است که لازم است گروهی فرهیخته و اندیشمند در حوزه تفسیرپژوهی و آینده-پژوهی، به تدوین مدلهای مطلوب تفسیرپژوهی بپردازند. نتایج: با توجه به تحولاتی که در حوزه دانشها، روشها و انتظارات از علوم در آینده به وقوع میپیوندد، تفسیر نیز متحول خواهد شد. بنابراین، برای این که در نتیجه این تحول، تفسیر قرآن دچار آسیبهای مختلف نشود، لازم است بسترها، اصول و بایستههای مختلف تفسیر، مورد توجّه مفسّران و قرآنپژوهان قرار گیرد.