تخمین قدرت انحصاری در بازار مبتنی بر بستر سیستمی (بازار دوطرفه): مطالعه موردی کارتهای پرداخت در ایران
نویسندگان
1 استاد، گروه اقتصاد نظری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری اقتصاد، پردیس دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه اقتصاد نظری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/ijer.2020.47013.796چکیده
هدف این مقاله تخمین قدرت انحصاری در صنعت کارتهای پرداخت ایران است. بنابراین، ابتدا بازارهای مبتنی بر اقتصاد شبکه ای که به بازارهای دوطرفه موسوم هستند، تشریح میشود، سپس با استفاده از دادههای بانک مرکزی و شاپرک از دیماه 1393 تا اسفندماه 1397 و با رویکرد تخمین کشش تقاضا، قدرت انحصاری در این صنعت تخمین زده میشود. یافتههای این تحقیق موید آن است که که قدرت انحصاری شاپرک به طور کلی برابر 0/65 است؛ این قدرت در قبال بانکهای صادرکننده برابر 1/8 و در قبال بانکهای پذیرنده برابر 1 است. علاوه بر این، نتایج نشان میدهد کشش تقاضای استفادهکنندگان از کارت نسبت به نرخ کارمزد برابر εB=0.55 است؛ یعنی تقاضای استفادهکنندگان از کارت نسبت به نرخ کارمزد کمکشش است و کشش تقاضای فروشندگان (پذیرندگان کارت) نسبت به نرخ کارمزد εs=1 است. به بیان دیگر، تقاضای فروشندگان برای پذیرش کارت نسبت به نرخ کارمزد دارای کشش نزدیک به 1(1/04)است. به طور کلی، صنعت انحصاری کارتهای پرداخت در ایران و شرکت شاپرک با عدم اخذ کارمزد از دارندگان کارت سبب شده تا افراد زیادی با تهیه کارتهای مختلف بانکی جذب این بازار شوند و تراکنشهای کارتی افزایش یابد. بنابراین، این سیاست شاپرک، تقاضا برای استفاده از کارت در طرف اول بازار را به منظور کسب درآمد -از طریق دریافت کارمزد-افزایش داده است.