تحلیل نظریه استثمار زیستجهان هابرماس در شکلگیری مدیریت دانش
نویسندگان
1 مدیر / فرهنگ و ارشاد اسلامی، ساری ، مازندران
2 استادیار/دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران
3 استاد/ دانشگاه آزاد اسلامی , واحد علوم و تحقیقات، تهران
4 دانشیار/ دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران
doi
10.22067/infosci.2021.23742.0چکیده
مقدمه: مقوله قدرت (حکومت، ثروت و دین) میتواند هم بسترساز پژوهش حقیقی و هم ویرانگر و منحرفکننده دانش باشد. با تأمل در نظریه استثمار زیستجهانِ یورگن هابرماس میتوان نقش و تأثیر قدرتهای تمامیتخواه را بر روند جریان آزاد اطلاعات و امکان تغییر زیستجهان دانش و شکلگیری رابطه سلطهپذیر و سلطهگر را دریافت. هدف این پژوهش، تحلیل زیستجهان دانش و تأثیر استثمار زیستجهان دانش بر مدیریت کلان دانش بود. روش شناسی: رویکرد این پژوهش کیفی و روش آن نظریه زمینهای بوده است. شرکتکنندگان در پژوهش 20 نفر از اعضای هیأتعلمی و متخصصان علوم اجتماعی و علم اطلاعات و دانششناسی بودند که مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند و تجزیهوتحلیل اطلاعات بر اساس سه روش کدگذاری مورد استفاده در نظریۀ زمینهای، شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی با استفاده از نرمافزار تحلیلهای دادههای کیفی MAXQDA10 انجام گردید. یافتهها: قدرتهای تمامیتخواه با حذف، دستکاری و مانعتراشی در جریان آزاد اطلاعات و با تحریف، تخریب و دستکاری اطلاعات و همچنین با وابستهکردنِ نهادهای اطلاعرسانی در پی اثرگذاری بر تولید دانش و روند پژوهش هستند تا با اسطورهسازی و اقناعگری شهروندان، موجب آن شوند که پدیده استثمار زیستجهان دانش به واقعیت تبدیل شود. نتیجه:با اطلاعرسانی هدایتشده توسط قدرتهای تمامیتخواه، مراکز اطلاعرسانی از ماهیت وجودیشان دور میگردند؛ بهتبع مخدوششدن اطلاعات، نشر اطلاعات آلوده و اطلاعرسانی هدایتشده، شاهد استثمار زیستجهان دانش و در نهایت شکلگیری مدیریت دانش سوگیرانه و پدیدۀ توهمِ دانایی در جامعه خواهیم بود. در این پژوهش انواع مدیریت دانش کلان مانند مدیریت دانش ارزشی؛ مدیریت دانش تخریبی؛ مدیریت دانش انحصاری؛ مدیریت تحمیل دانش آلوده و مدیریت دانش پنهانی مطرح شده است.