بازنمون روابط تبارشناختی علمی در متون درسی رشته علم اطلاعات و دانششناسی
نویسندگان
1 دانشگاه الزهرا (س)
2 دانشگاه الزهرا (س)
3 دانشگاه الزهرا (س)
doi
10.22067/riis.v0i0.84663چکیده
مقدمه: نسبشناسی بهعنوان یکی از قدیمیترین علوم، به مطالعه رابطه خویشاوندی افراد بشر و توالی و تناسب نسل آنها میپردازد و کارکردی مشابه در فضای علمی ـ دانشگاهی با عنوان «نسبشناسی علمی» به کار میرود. روابط در یک خاندان و تبار علمی شامل روابط نسبی و روابط غیرنسبی است. غنیسازی پیشینههای کتابشناختی از طریق شناسایی و افزودن حداکثر روابط میان موجودیتها برای ساختن سوپر رکورد (فراپیشینه) حائز اهمیت است و سازماندهی دانش بهدنبال رفع این مسئله برای نیل به وب معنایی است. هدف از این پژوهشی بررسی این رابطه و شناخت ابعاد و ویژگیهای آن بهمنظور بازتعریف در فهرستهای رایانهای است. روششناسی: پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی و با استفاده از روشهای تحلیل استنادی و پیمایشی و با ابزارهای سیاهه وارسی، مصاحبه و پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کتابهای درسی رشتۀ علم اطلاعات و دانششناسی به تعداد 30 عنوان کتاب و 1452 رکورد استنادی تشکیل میدهند. تمامی رکوردها در قالب شناسنامۀ استناد مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. در مرحله بعد، شناسنامۀ هر کتاب، شامل تحلیل استنادها و روابط نویسندگان، طی مصاحبه نیمهساختاریافته، مورد تأیید نویسندگان قرار گرفت. یافتهها: میزان تأثیرپذیری هر یک از نویسندگان از افراد مورد استناد مشخص شد. سپس بر اساس یافتههای مصاحبه و همچنین تحلیل رزومۀ نویسندگان، انواع روابط نسبی و غیرنسبی پدیدآور با افراد تحلیل شد. نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که روابط علمی در خاندان علمی نویسندگان کتابهای درسی بهروشنی قابل ردیابی است؛ دانشجویان برای تبیین و توضیح و توجیه و اعتباربخشی به اساتید خود استناد میدهند. بیشترین استناد در مقام تکریم و قدردانی به اساتید است درحالیکه بیشترین استناد به دانشجویان در مرور پیشینهها است. با پیوند این یافتهها به یافتههای اثرگذاری، میتوان به شبکه دلایل استناددهی افراد با توجه به نقش آنها در یک خاندان و تبار علمی پی برد. چنانکه رابطه روابط تبار علمی با دلایل استناددهی نیز معنادار شده است. استنادها بیشتر در بخش مقدمات و تعاریف و بحث استفاده شده که بیانگر اتکا به دیگران برای توجیه و ارائه تعاریف بهکاررفته است. یافتهها در بررسی وضعیت نویسندگان نشان داد که گستره نفوذ اندیشه افراد صاحبنام در حوزه علوم اطلاعات و دانششناسی از جایگاه و مقبولیت علمی و همچنین در برخی موارد جایگاههای اداری آنها نشئت میگیرد. همچنین مشخص شد که روابط نسبی جایگاه مهمی در ظهور و بروز اندیشه این افراد در کتابهای درسی داشته است. یافتهها در بخش اثرگذاری از روابط نسبی نشان داد که استناد دهندگان دارای روابط نسبی تحت تأثیر خاندان علمی خود قرار دارند.