ارزیابی مدل FCD برای برآورد تراکم جنگل با استفاده از داده‌های لندست 7 (مطالعه موردی: جنگل های چالوس)

نویسندگان

1 کارشناس ارشد جنگلداری، دانشکده منابع‌طبیعی، دانشگاه تهران

2 دانشیار، دانشکده منابع‌طبیعی، دانشگاه تهران

3 دانشیار، دانشکده منابع‌طبیعی، دانشگاه تهران

doi
چکیده

هدف از این تحقیق، ارزیابی مدل FCD‌ (تراکم پوشش جنگلی) برای برآورد تراکم جنگلهای شمال با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای لندست 7 است. این مدل که برای جنگلهای حاره‌ای آسیای جنوب ‌شرقی توسعه یافته‌است می‌توان یک مدل semi expert دانست که برای برآورد تراکم پوشش‌جنگلی به نمونه‌های تعلیمی نیاز ندارد. در این بررسی، تصاویر سنجنده ETM+ مربوط به تاریخ 27 تیرماه 1379 از منطقه جنگلی جنوب شهرستان چالوس واقع در استان مازندران، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای اجرای مدل، پس از انجام پردازشهای اولیه مورد نیاز بر روی تصویر ماهواره‌ای، چهار شاخص اولیه مورد نیاز در روند اجرای مدل FCD‌ (شاخص گیاهی، شاخص خاک بدون پوشش، شاخص سایه و شاخص حرارتی)، محاسبه شد. سپس شاخص تراکم گیاهی و شاخص سایه پیشرفته محاسبه گردید و در نهایت نقشه تراکم جنگل براساس مدل FCD‌ به‌دست آمد. نقشه تراکم جنگل حاصل، براساس طبقات ارائه شده از سوی شورای عالی جنگل، مرتع و خاک سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور (7 طبقه) و نیز یک طبقه‌بندی دیگر (5 طبقه)، طبقه‌بندی گردید. به‌منظور برآورد صحت نقشه‌ تراکم جنگل طبقه‌بندی شده، یک نقشه واقعیت زمینی به‌صورت صددرصد از روی عکس‌هوایی منطقه با مقیاس 1:10000 مربوط به تاریخ مردادماه 1378، تهیه شد. به این منظور ابتدا عکسهای هوایی، رقومی و تصحیح هندسی شدند و موزاییکی از آنها تهیه شد. سپس واقعیت زمینی به‌روش تلفیقی و ضمن استفاده از استریوسکوپ تهیه و طبقه‌بندی شد. بیشترین میزان صحت کلی و ضریب کاپا در مطالعه حاضر، مربوط به طبقه‌بندی در پنج طبقه و به‌ترتیب معادل 61% و 38% محاسبه گردید. میزان صحت کلی و ضریب کاپا در طبقه‌بندی در7 طبقه، به‌دلیل تداخل طیفی میان طبقات تراکمی پایین‌تر، کمتر بوده‌است. بیشترین میزان صحت کاربر و صحت تولیدکننده در طبقه‌بندی در 7 طبقه، مربوط به طبقه جنگل بسیار انبوه (تاج‌پوشش بیش از 75 درصد) می‌باشد و به‌ترتیب برابر با 90% و76% است. پایین‌ترین میزان صحت کاربر و تولیدکننده نیز به طبقه اراضی جنگلی (تاج پوشش بین 1 تا 5 درصد) مربوط می‌شود و به‌ترتیب برابر با 11 و 8 درصد می‌باشد. از این رو می‌توان نتیجه گرفت که در چنین جنگلهایی، کارایی مدل در تفکیک جنگل بسیار انبوه، نسبتاً مناسب است، درحالی‌که مدل در تفکیک طبقات با تراکم پایین‌تر، دقیق عمل نمی‌کند.