ارزیابی مؤلفههای اصلی نظریه «جامعه باز» کارل پوپر بر اساس آموزههای سیاسی- اجتماعی نهجالبلاغه
نویسندگان
1 دانشیار و عضو هیأت علمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه حضرت معصومه ÷، قم، ایران (نویسنده مسئول).
2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم حدیث، گرایش نهجالبلاغه، دانشگاه حضرت معصومه (س)، قم، ایران.
3 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
چکیده
این پژوهش به بررسی انتقادی مفهوم «جامعهٔ باز» بهعنوان یکی از نظریههای اثرگذار سیاسی ـ جامعهشناختی نیمقرن اخیر میپردازد؛ نظریهای که با تأکید بر آزادیهای گسترده و تقویت نهادهای مدنی در مهار حکومت، در بسیاری از کشورهای غربی مبنای سیاستگذاری قرار گرفته است. گرایش فزاینده به الگوهای سیاستورزی غربگرایانه، امکان جایگزینی ناآگاهانه این مفاهیم با آموزههای ریشهدار اسلامی را در جوامع اسلامی افزایش میدهد؛ در حالیکه تجربه تاریخیِ جدایی دین از سیاست در غرب، پیامدهایی داشته است که تکرار بیتأمل آن میتواند برای جوامع دینی آسیبزا باشد. ازاینرو بازخوانی منابع اصیل اسلامی برای تبیین الگوی بومی حکومت ضرورتی دوچندان دارد. نهجالبلاغه، به عنوان متنی سرشار از مضامین سیاسی ـ اجتماعی و توصیههای حکومتی، ظرفیت آن را دارد که مبنایی برای بازاندیشی در جامعه مطلوب اسلامی باشد. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد مقایسهای، مؤلفههای نظریه جامعهٔ باز در اندیشه پوپر را با آموزههای حکومتی نهجالبلاغه تطبیق داده است. یافتهها نشان میدهد بخشی از مؤلفههای این نظریه با اصول اسلام و حدود الهی ناسازگار است و با وجود کارآمدی ظاهری در چارچوب جامعهشناسی غربی، در جوامع اسلامی فاقد قابلیت اجرا بوده و نمیتواند در مسیر شکلگیری حکمرانی و جامعهای سعادتمند نقشآفرینی کند.