تعیین مناطق کارست توسعه یافته با استفاده از مدل های منطق فازی و OWA در حوضه ی قره سو

نویسندگان

1 دانشیار ژئومورفولوژی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد هیدروژئومورفولوژی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری ژئومورفولوژی، دانشگاه تهران، تهران، ایران (نویسنده مسئول).

4 دانشجوی دکتری ژئومورفولوژی، دانشگاه، تهران، ایران.

doi
چکیده

چکیده در ایران آب بسیاری از شهرها خصوصاً مناطق غربی از طریق منابع کارست تأمین می‌شود. بر این اساس در تحقیق حاضر به ارزیابی توسعه فرایندها و آبخوان­های کارستیک در حوضه­ ی قره ­سو پرداخته شده است. این تحقیق مبتنی بر روش­های میدانی، ابزاری و کتابخانه­ای است که به‌ منظور تعیین مناطق کارستیک توسعه­یافته در حوضه­ ی قره­ سو از 8 عامل: سنگ­ شناسی، گسل، شیب توپوگرافی، جهت­شیب، ارتفاع، رودخانه، بارش و اقلیم (دما و رطوبت) استفاده شده است. برای این منظور ابتدا با استفاده از روش نرم­افزاری (ARC GIS و IDRISI) اقدام به تهیه­ی لایه­های اطلاعاتی شده است. پس از تهیه­ی لایه­ های اطلاعاتی، این لایه­ ها بر اساس نظر کارشناسان وزن­دهی و سپس با استفاده از مدل ANP استانداردسازی شده­اند، سپس با استفاده از دو مدل منطق فازی و میانگین گیری وزن­دار ترتیبی نقشه­هایی نهایی حاصل شده است. بر پایه نتایج حاصل از عوامل موثر در توسعه یافتگی کارست، حوضه­ی مورد مطالعه از نظر میزان توسعه­یافتگی به 5 طبقه­ی زیاد، نسبتاً زیاد، متوسط، کم و خیلی کم تقسیم شده است. با تـوجه به اینکه در روش مـنطق فازی و میانگین­گـیری وزن­دار تـرتیبی (OWA) اختلاف­هایی در تلفیق و ترکیب لایه­های اطلاعاتی وجود دارد، نتایج نهایی دارای اختلافاتی از نظر وسعت طبقات هستند به طوری که در روش OWA به دلیل این­که تعدیل بیش­تری صورت می­گیرد اختلاف طبقات کم­تر از روش منطق فازی است اما روند کلی میزان توسعه­یافتگی در هر دو روش تقریباً منطبق بر هم است و میزان توسعه­یافتگی از شمال و شمال شرق به سمت جنوب و جنوب غرب کاهش می­باید.