تحلیلی بر عوامل مؤثر بر خطمشیپژوهی مبتنی بر رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیر (مطالعه موردی قوّه مقنّنه)
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.30473/ipom.2021.53801.4127چکیده
خطمشیپژوهی به عنوان یکی از اساسیترین مراحل خطمشیگذاری از اهمیت زیادی در نزدیک کردن عمل خطمشیگذاران به دانش رشته خطمشیگذاری برخوردار است. خطمشیپژوهی فرآیند انجام پژوهش در باب مسئله اجتماعی به منظور ارائه توصیههای علمی به خطمشیگذاران است. پژوهش حاضر با هدف دستیابی به عوامل مؤثر بر خطمشیپژوهی در قوةمقننه ایران انجام شده است. طبعاً با توجه به آنکه بازوی خطمشیپژوهی قوه مقنّنه، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی است، دادههای پژوهش از خبرگان، کارشناسان و مدیران این نهاد گردآوری شده است. در این راستا و با تلفیق دو روش تحلیل مضمون مبتنی بر مصاحبه با خبرگان و مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) تلاش شده است تا عوامل تأثیرگذار بر خطمشیپژوهی قوه مقنّنه شناسایی و سپس سطحبندی گردند. یافتههای پژوهش بیانگر یک مدل چهارسطحی است. سطح اول مدل شامل مضامین «گروههای ذینفع بانفوذ»، «ایراد در آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی»، سطح دوم شامل مضمون «ابهام در اولویتدهی به طرح یا لایحه»، سطح سوم شامل مضامین «منفعتگرایی برخی نمایندگان» و «سلایق سیاسی نمایندگان» و نهایتاً سطح چهارم شامل مضامین مختلفی نظیر «رویکرد دانای کلّ نمایندگان» و «تفاوت در نوع دیدگاه مرکز پژوهشها دولت و مجلس» است.