تحلیل خطبه سی و دوم نهج البلااغه بر اساس الگوی کنش گفتاری جان سرل
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. (نویسنده مسئول)
2 دانشجوی دکتری گروه جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم.
3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام رحمه الله
doi
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی خطبه سیودوم نهجالبلاغه بر اساس نظریه کنش گفتاری جان سرل میپردازد. پرسش اصلی، چگونگی استفاده و کاربرد این نظریه در تحلیل گزارههای خطبه و ابعاد استفاده از آن برای فهم و توضیح بهتر متن است. مدعا و مفروض پژوهش، امکان استفاده از نظریه سرل در تحلیل خطبههای نهجالبلاغه است. یافتهها نشان میدهد که کنشهای گفتاری اظهاری، بیشترین کاربرد را در این خطبه دارند. امام علی علیه السلام در توصیف پدیدههای جهان و جامعه، از این نوع کنش استفاده میکنند. برای مثال، در گونهشناسی مردم زمانه به پنج گروه، کنش اظهاری به وضوح دیده میشود. کنش گفتاری عاطفی در جایگاه بعدی قرار دارد. هدف حضرت از به کار بردن این گزاره بیان یک حالت با قصد تأسف از وضعیت موجود است که به معنای کنش عاطفی است. کنش گفتاری ترغیبی نیز در این خطبه مشاهده میشود. نکته منظوری حضرت در خطابه خود تلاش از ﻃﺮﯾﻖ ﻫﺸﺪار دادن، دﺳﺘﻮر دادن و ﻧﺼﯿﺤﺖ ﮐﺮدن برای ترغیب و واداشتن شنونده به بی-ارزشی دنیا، دل نبستن به آن و پند گرفتن از پیشینیان است. این تحلیل نشان میدهد که نظریه سرل ابزاری کارآمد برای فهم عمیقتر خطبههای نهجالبلاغه است.