رویکرد کلی به آیین عدم پایبندی در موافقتنامههای زیستمحیطی چندجانبه (با اشاره به پروتکل مونترال راجع به مواد کاهنده لایه اوزن)
نویسندگان
1 استادیار حقوق بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز
doi
10.22066/cilamag.2019.101603.1642چکیده
به تناسب تغییر در رویکرد جامعه بینالمللی به مسائل و موضوعات زیستمحیطی، حقوق بینالملل محیطزیست بهعنوان نظام حقوقی نسبتاً سازمند، تحولات بیشماری به خود دیده است. پیشبینی سازکاری به نام «آیین عدم پایبندی»[1] در موافقتنامههای زیستمحیطی چندجانبه از اوایل دهه نود میلادی، ازجمله مهمترین این تحولات محسوب میشود. این آیین که متفاوت از سازکارهای سنتی حلوفصل اختلافات است، دربرگیرنده ترتیباتی است که از طریق آنها تلاش میشود با اتخاذ طیف گستردهای از تدابیر، از اقدامات نرم (مانند مساعدت مالی و فنی) گرفته تا اقدامات سخت (مانند تحریم)، پایبندی بیشتر به تعهدات تضمین شود. این مقاله ضمن بررسی جایگاه آیین عدم پایبندی در موافقتنامههای زیستمحیطی چندجانبه، بهطور موردی به تبیین جوانب ساختاری و نهادی و برخی از مهمترین نتایج عملی آیین عدم پایبندی «پروتکل مونترال راجع به مواد کاهنده لایه اوزن» میپردازد. در پایان استدلال میشود که این آیین دارای مبنا، پشتوانه و جایگاه حقوقی باثباتی در موافقتنامههای مذکور بهویژه پروتکل مونترال است و بررسی روند اجرای این پروتکل، حکایت از افزایش پایبندی اعضا در نتیجة بهکارگیری این آیین دارد. [1]. Non-Compliance procedure